مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کاپل


معنی کاپل

کاپل . [ پ ِ ] (اِخ ) حاکم نشین ناحیه ٔ «اِن » بخش «وِروَن ». سکنه ٔ آن 2126 تن است .

معنی کاپل- ترجمه کاپل برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کاپل اینجا را کلیک کنید

هم معنی کاپل


ترجمه کاپل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کاپل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کاپلن

کاپلن . [ پ ِ ل ِ ] (اِخ ) کمون بلژیک (آنورس )، جمعیت آن 6500 تن است .

معنی کاپو

کاپو. (اِخ ) (آلفرد) روزنامه نویس و نویسنده ٔ رمان دراماتیک . متولد در «اِکس » (1858 - 1922 م .). تألیفات او عبارت است از «ون » و «دو آموزشگاه » و غیره . آثار وی حاکی از فلسفه ای نشاطانگیز و تح

معنی کاپورتالا

کاپورتالا. (اِخ ) سابقاً امیرنشین هند انگلیس جزو پنجاب . جمعیت 268000 تن . کرسی آن نیز «کاپورتالا» نام دارد که جمعیت آن 16000 تن اس-ت .

معنی کاپوله

کاپوله . [ ل ِ ] (اِخ ) خانواده ای معروف ژیبلین از «وِرُن » در ایتالیا که از دسته ٔ مخالفان پاپ و طرفدار امپراطور آلمان و دشمن «مونتگوس » بودند. «رومئو و ژولیت » به همین خانواده بستگی داشته اند.

معنی کاپسول

کاپسول . (فرانسوی ، اِ) کپسول . به لغت «کپسول » رجوع شود.

معنی کاپوسن

کاپوسن . [ س َ ] (ص ، اِ) راهب کبوشی . کبوشین . کشیشی ، از فرقه ٔ «سن فرانسوا» .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: