مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کامپش


معنی کامپش

کامپش . [ پ ِ ] (اِخ ) بندر و شهری است در مکزیک بکنار خلیج مکزیک 31300 تن سکنه دارد. چوبهائی که در رنگرزی از آنها استفاده میشود در آنجا بعمل می آید.

معنی کامپش- ترجمه کامپش برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کامپش اینجا را کلیک کنید

هم معنی کامپش


ترجمه کامپش


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کامپش



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کامپ بل

کامپ بل . [ ب ِ ] (اِخ ) لرد کلاید فیلدمارشال انگلیسی . درگلاسگو بدنیا آمد (1863-1792 م .). او کسی است که طغیان سیپای را سرکوب کرد.

معنی کامپی تل لو

کامپی تل لو. [ت ِ ل ُ ] (اِخ ) حاکم نشینی است در کورس به ایالت یاستیا و 200 تن سکنه دارد.

معنی کامجوی

کامجوی . (نف مرکب ) کامران . (آنندراج ). کامروا. کامیاب . برمراد و آرزو رسیده . طالب آمال و امانی : اگر دادده باشی ای نامجوی شوی بر همه آرزو کامجوی . فردوسی . امیران کامران ، دلیران کامجوی هزبران

معنی کامجو

کامجو. (نف مرکب ) جوینده ٔ تمتع و عیش و عشرت . (ناظم الاطباء). رجوع به کامجوی شود : وصل زن هرچند باشد پیش مرد کامجو روح راحت را کفیل و نقد عشرت را ضمان . اوحد سبزواری .

معنی کامپانه لا

کامپانه لا. [ ن ِل ْ لا ] (اِخ ) توماس ... فیلسوف ایتالیایی که در ستیلو بدنیا آمد (1639 - 1568 م .) بیست وهفت سال از عمر خود را در زندان گذراند. «شهر خورشید» که یک اثر سیاسی است از اوست .

معنی کامخیة

کامخیة. [ م َ خی ی َ ] (اِخ ) موضعی است که ابوتمام ذکری از آن کرده است . (از معجم البلدان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: