مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کالز


معنی کالز

کالز. [ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) یکی از ترکیباتی است که در غشاء سلول وجود دارد و با سلولز و ترکیبات پکتیک همراه است و در نباتات پست بمقدار زیاد و در نباتات گلدار بمقدار کم دیده میشود. غشاء سلولی دانه های گرده و ماده ای که لوله های آبکشی را در پائیز مسدود میسازد جزو آن محسوب میگردد. ساختمان شیمیایی این ماده هنوز بطور وضوح مشخص نشده است .کالز جسمی است جامد، بی رنگ و بیشکل ، در آب حل ناشدنی است ولی در مجاورت آن متورم میگردد. در محلول شواتزر و کربناتهای قلیایی و الکل و اسیدهای رقیق حل ناشدنی است ولی در اسید سولفوریک غلیظ و کلرور کلسیم و بی کلروردتن محلول میباشد. قرمز روتنیوم آن را رنگ نمیکند لیکن بوسیله ٔ بلودانیلین برنگ آبی فیروزه ای در می آید. (گیاه شناسی ثابتی ص 46). کالرها موادی کلوئیدی و کاملاً نامحلولند و چون آب در آنها اثر کند به چندملکول گلوکز مبدل میشوند. (گیاه شناسی گل گلاب ص 25).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کالز اینجا را کلیک کنید

هم معنی کالز


ترجمه کالز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کالز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کالسکه ساز

کالسکه ساز. [ ل ِ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) آنکه کالسکه میسازد. (ناظم الاطباء). سازنده ٔ کالسکه .

معنی کالسه دوان

کالسه دوان . [ س ِ دُ ] (اِخ ) کالسدوان . نام شهری قدیم به آسیای صغیر، واقع در کنار بسفر . جامعه ٔ مذهبی این شهر در 451 مونوفیزیستها را محکوم کردو مونوفیزیستها فرقه ای بودند که اعتقاد به یک طبیعت

معنی کالریمتر

کالریمتر. [ ل ُ م ِ ] (فرانسوی ، اِ) گرماسنج . میزان الحراره . رجوع به گرماسنج در همین لغت نامه شود.

معنی کالدرون دلا بار...

کالدرون دلا بارکا. [ دِ رُ دُ ] (اِخ ) شاعر درام سرای اسپانیایی . (1681 - 1600 م .).

معنی کالدنی

کالدنی . [ ل ِ دُ ] (اِخ ) نام قدیمی اکوس در شمال انگلستان . و سکنه ٔ آنجا غالباًبه کالدونین معروف اند.

معنی کالک

کالک . [ ل َ ] (ص مصغر، اِ مصغر) مصغر کال . هرمیوه ٔ نارسیده عموماً و خربزه و هندوانه ٔ نارس خصوصاً. || هرچیز زشت و قبیح المنظر. (ناظم الاطباء). || (اِ) خربزه ٔ نارسیده ٔ کوچک را گویند و به عربی خضف خ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<