مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کالخسان


معنی کالخسان

کالخسان . [ ل َ ] (اِخ ) قریه ای است از قراء مرو. (از معجم البلدان ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کالخسان اینجا را کلیک کنید

هم معنی کالخسان


ترجمه کالخسان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کالخسان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کالری بزرگ

کالری بزرگ . [ ل ُ ی ِ ب ُ زُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) صد برابر مقدار گرمایی که یک لیتر آب را یک درجه گرم کند.

معنی کالری

کالری . [ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) یا میلی ترمی . واحد مقدار حرارت . و آن عبارت است از حرارت لازم برای رسانیدن درجه ٔ حرارت یک کیلوگرم آب از 14/5 درجه سانتیگراد به 15/5 درجه سانتیگراد.

معنی کالسکه خانه

کالسکه خانه . [ ل ِ ک َ / ک ِ ن َ/ ن ِ ] (اِ مرکب ) جائی که کالسکه را آنجا گذارند.

معنی کالخاس

کالخاس . (اِخ ) (ایران باستان ج 1 ص 147). رجوع به کالکاس شود.

معنی کالجن

کالجن . [ ج ِ ن َ ] (اِخ ) نام طایفه ای است در هند. (تحقیق ماللهند ص 154).

معنی کالدشت

کالدشت . [ دَ ] (اِخ ) دهی است جزء بخش حومه ٔ شهرستان دماوند واقع در 6هزارگزی جنوب دماوند و متصل به راه شوسه ٔ تهران به مازندران . محلی است کوهستانی و سردسیر و 150 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و رودخان

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: