مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کاریزگر


معنی کاریزگر

کاریزگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) مقنی . کاریزکن .

معنی کاریزگر- ترجمه کاریزگر برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کاریزگر اینجا را کلیک کنید

هم معنی کاریزگر

مقنی : چاه‌کن، کاریزکار، قناعت‌ساز، کاریزگر
کاریزگر: چاه‌کن، کاریزساز، کاریزکن، مقنی


ترجمه کاریزگر


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کاریزگر



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند، در 22هزارگزی خاور خوسف و 3هزارگزی باختر گل . کوهستانی و معتدل و سکنه ٔ آن 91 تن است ، قنات دارد. محصول آن غلات و بادام و زرد آلو

معنی کاریگری

کاریگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) صنعت و کارگری . (ناظم الاطباء).

معنی کاریزکن

کاریزکن . [ ک َ ] (نف مرکب ) مقنی و کاونده . (ناظم الاطباء). کمانه . کومش . قَناء. کاریزگر.

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ )دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، در 2هزارگزی باختر قدمگاه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 267 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است . (از فر

معنی کاریزگردله

کاریزگردله . [ گ ُ دِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در 34هزارگزی جنوب خاوری فریمان و 8هزارگزی خاور مالرو عمومی فریمان .دامنه و معتدل و سکنه ٔ آن 132 تن است . قنات دارد

معنی کاریزک کال

کاریزک کال . [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان در بقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور جلگه و شورزار و گرمسیر و سکنه ٔ آن 473 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: