مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کاریزگردله


معنی کاریزگردله

کاریزگردله . [ گ ُ دِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد، واقع در 34هزارگزی جنوب خاوری فریمان و 8هزارگزی خاور مالرو عمومی فریمان .دامنه و معتدل و سکنه ٔ آن 132 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و بنشن . و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی کاریزگردله- ترجمه کاریزگردله برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کاریزگردله اینجا را کلیک کنید

هم معنی کاریزگردله


ترجمه کاریزگردله


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کاریزگردله



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کاریزگر

کاریزگر. [ گ َ ] (ص مرکب ) مقنی . کاریزکن .

معنی کاریزکنه

کاریزکنه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) مقنی : الانباط؛ به آب رسیدن کارکنه . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ )دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، در 2هزارگزی باختر قدمگاه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 267 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است . (از فر

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان عشق آباد بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور، در 27هزارگزی جنوب خاوری فدیشه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 142 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و م

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان قصبه ٔ مرکز دهستان بالاجام بخش تربت جام شهرستان مشهد، در 50هزارگزی شمال باختری تربت جام سر راه شوسه ٔ عمومی مشهد به تربت جام . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 804 تن است

معنی کاریست

کاریست . (اِخ ) شهری در اِوبه . (ایران باستان چ 1 ج 1 ص 670). و رجوع به ص 827 از همین کتاب شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: