مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کاریزکن


معنی کاریزکن

کاریزکن . [ ک َ ] (نف مرکب ) مقنی و کاونده . (ناظم الاطباء). کمانه . کومش . قَناء. کاریزگر.

معنی کاریزکن- ترجمه کاریزکن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کاریزکن اینجا را کلیک کنید

هم معنی کاریزکن

کاریزگر: چاه‌کن، کاریزساز، کاریزکن، مقنی
کمانی: 1 خمیده، قوسدار، مقوس، منحنی، نون 2 کاریزکن، مقنی


ترجمه کاریزکن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کاریزکن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان احمد آباد بخش فریمان شهرستان مشهد، در 36هزارگزی شمال باختری فریمان . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 8 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است .ر

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ )دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، در 2هزارگزی باختر قدمگاه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 267 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است . (از فر

معنی کاریکاتور

کاریکاتور. [ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) تصویر مسخره ٔ چیزی که عموماً در جراید چاپ میشود. (فرهنگ نظام ).شکل و تصویر مضحک . صورتی خنده آور از شخص یا چیزی .

معنی کاریزک خوجوی

کاریزک خوجوی . [ زَ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالا ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه ، واقع در 6هزارگزی خاور تربت حیدریه ، 5هزارگزی شمال شوسه ٔ تربت به باخرز. جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 838 تن است .

معنی کاریزک ثانی

کاریزک ثانی . [ زَ ک ِ] (اِخ ) دهی از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد، در 3هزارگزی شمال باختری صالح آباد. دامنه ومعتدل و سکنه ٔ آن 88 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و پنبه و شغل

معنی کاریزک کال

کاریزک کال . [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان در بقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور جلگه و شورزار و گرمسیر و سکنه ٔ آن 473 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری و قالیچه بافی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: