مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کاریزنو


معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ )دهی از دهستان زبرخان بخش قدمگاه شهرستان نیشابور، در 2هزارگزی باختر قدمگاه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 267 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی کاریزنو- ترجمه کاریزنو برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کاریزنو اینجا را کلیک کنید

هم معنی کاریزنو


ترجمه کاریزنو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کاریزنو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کاریسیمی

کاریسیمی . (اِخ ) ژیاکومو. آهنگ ساز ایتالیائی متولد در «مارینو». (حوالی 1604 - 1674).

معنی کاریگر

کاریگر. [ گ َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) مزیٌدعلیه کارگر. (غیاث ) (آنندراج ). جلاذی . جلذی . (منتهی الارب ). کارگر. (فرهنگ شاهنامه ). استاد. صنعت کار. مؤثر : یزید [ یزیدبن مهلب ] کاریگران را بکار کرد تا د

معنی کارینیان

کارینیان . (اِخ ) شهری از ایتالیا در ایالت «تورن » در ساحل رود «پو». سکنه ٔ 7000 تن . کارخانه ٔ ریسندگی ابریشم دارد.

معنی کاریک

کاریک . (اِخ ) دهی از دهستان منگور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد، در 38500گزی جنوب باختری شوسه ٔ مهاباد، 19500گزی جنوب باختری شوسه ٔ مهاباد به سردشت ، کوهستانی ، سردسیر و سالم و سکنه ٔ آن 120 تن است . آب

معنی کاریه

کاریه . [ ی َ / ی ِ ] (اِخ ) آبادیی است که منسوب به رومانیان بود در آسیای صغیر در جنوب غربی ، که ملیتس از جمله ٔ شهرهای آن است و قنیدس نیز یکی از آنها میباشد (قاموس کتاب مقدس ). و رجوع به ایران باست

معنی کاریزنو

کاریزنو. [ ن ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان عشق آباد بخش فدیشه ٔ شهرستان نیشابور، در 27هزارگزی جنوب خاوری فدیشه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن 142 تن است . قنات دارد. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و م

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: