مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی کارسیدان


معنی کارسیدان

کارسیدان . (اِخ ) دهی از دهستان دهشال بخش آستانه ٔ شهرستان لاهیجان در 9هزارگزی شمال خاوری آستانه و سه هزارگزی دهشال . جلگه و معتدل مرطوب و مالاریائی است . سکنه 289 تن . محصول آن برنج و کنف و ابریشم و شغل اهالی زراعت و راه مالرو است . چهار باب دکان دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد کارسیدان اینجا را کلیک کنید

هم معنی کارسیدان


ترجمه کارسیدان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه کارسیدان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی کارشاروکین

کارشاروکین . (اِخ ) نامی که آشوریان بشهر هارهار، واقع در جنوب دریاچه ٔ «زره بار» داده اند و این شهررا چنان مجهز کردند که بتواند هر شورشی را خاموش کند. (کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او صص 54 - 55).

معنی کارستان

کارستان . [ رِ ] (اِ مرکب ) کارسان . حکایت . تاریخ . ترجمه . شرح حال : هزاراسب را از آن [ از نامه ٔ گشتاسب ] خشم آمد و نامه کرد بگشتاسب در جواب او، و اندر آن پیغامها داد سخت تراز آنکه او نوشته بود و آ

معنی کارشناس

کارشناس . [ ش ِ] (نف مرکب ) دانای کار. صیرفی و حاذق در کار. (ناظم الاطباء). دانشمند. بخرد. خبره . متخصص : شریک اعور رحمة اﷲ علیه که از دهاة عالم و زیرکان دنیاو کارشناسان جهان بود گفت ... (کتاب النقض ص

معنی کارسوس

کارسوس . (اِخ ) نام رودی بین دو تنگ در کیلیکیه . (ایران باستان چ 1 ص 1006).

معنی کارغش بالا

کارغش بالا. [ ] (اِخ ) دهی از دهستان پائین ولایت بخش فریمان شهرستان مشهد در 38هزارگزی شمال خاوری فریمان سر راه مالرو عمومی فریمان به آق دربند کوهستانی و سردسیر است . سکنه ٔ آن 195 تن و قنات دارد. غلات

معنی کارسنج

کارسنج . [ س َ ] (نف مرکب ) کارآگاه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنکه کار را سنجد. آنکه جواب کار را نیک نگرد : ز بسیاری راه و گنجی چنان سخن راند با کارسنجی چنان . نظامی (از آنندراج ). || (اِمرکب )

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: