مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جوند


معنی جوند

جوند. (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. دره ، معتدل . سکنه ٔ آن 605 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی جوند- ترجمه جوند برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جوند اینجا را کلیک کنید

هم معنی جوند


ترجمه جوند

جونده: gnawer
جونده: gnawer


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جوند



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جونیک

جونیک . [ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین دارای 144 تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 شود.

معنی جونی کلا

جونی کلا. [ ک َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل دارای 160 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ هراز و چشمه و محصول آن برنج ، پنبه ، کنف ، غلات ، حبوبات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو

معنی جونی

جونی . [ نی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب است به جون . (منتهی الارب ). رجوع بدان کلمه شود. || نوعی از سنگ خوار که سینه و بازوهای آن سیاه باشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و آن از کُدری بزرگتر است . (اقرب ا

معنی جون

جون . [ ج َ ] (اِخ ) نام رودخانه ایست عظیم در هندوستان . (برهان ).

معنی جونة

جونة. [ ن َ ] (ع مص ) سیاه شدن روی . (منتهی الارب ). || (اِ) سیاهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || سله ٔ خرد عطاران که چرم بر آن کشیده باشند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). بویدان . (نصاب الصبیان ). ع

معنی جونوش

جونوش . [ جُو ] (اِخ ) دهی جزء دهستان فراهان علیای بخش شهرستان اراک دارای 572 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه و سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است . از عزیزآب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: