مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جوندگان


معنی جوندگان

جوندگان . [ ج َوَ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) ج ِ جونده . || راسته ای از پستانداران که شامل جانورانی است که عموماً جثه ٔ کوچک دارند و دندان بندی آنها ناقص است (فاقد انیاب هستند)، دندانهای پیشین آنها بلند و برنده و در انتها فاقد میناست ، بهمین جهت عاج دندان آنها مرتباً نمو کرده و موجب افزایش طول دندانها میگردد بطوریکه جانور ناچار است برای کوتاه کردن آنها هر چیز را که در دسترس می یابد بجود. از پستانداران مهم این راسته ، خرگوش ، موش ، سنجاب ، بیدستر و خوکچه را باید نام برد. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی جوندگان- ترجمه جوندگان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جوندگان اینجا را کلیک کنید

هم معنی جوندگان


ترجمه جوندگان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جوندگان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جونوش

جونوش . [ جُو ] (اِخ ) دهی جزء دهستان فراهان علیای بخش شهرستان اراک دارای 572 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه و سیب زمینی و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است . از عزیزآب

معنی جوهر

جوهر. [ ج َ هََ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ رومی ، مکنی به ابوالحسن و معروف به کاتب رومی . از سرداران پیروزمند و از موالی المعز عبیدی (صاحب افریقیه ) و بانی جامع قاهره است و آنرا به وی نسبت میدهند. او بسال 381

معنی جونة

جونة. [ ج َ ن َ ] (اِخ ) دهی است میان مکه و طائف . (منتهی الارب ).

معنی جوه

جوه . (ع اِ) جوه سوء؛ ناخوشی : نظره بجوه سوء؛ بناخوشی دید او را. (منتهی الارب ). و همچنین است جیه سوء. رجوع به جیه شود.

معنی جونی کلا

جونی کلا. [ ک َ ] (اِخ ) دهی ازدهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل دارای 160 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ هراز و چشمه و محصول آن برنج ، پنبه ، کنف ، غلات ، حبوبات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو

معنی جوند

جوند. (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. دره ، معتدل . سکنه ٔ آن 605 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیای

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter