مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جوندگان


معنی جوندگان

جوندگان . [ ج َوَ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) ج ِ جونده . || راسته ای از پستانداران که شامل جانورانی است که عموماً جثه ٔ کوچک دارند و دندان بندی آنها ناقص است (فاقد انیاب هستند)، دندانهای پیشین آنها بلند و برنده و در انتها فاقد میناست ، بهمین جهت عاج دندان آنها مرتباً نمو کرده و موجب افزایش طول دندانها میگردد بطوریکه جانور ناچار است برای کوتاه کردن آنها هر چیز را که در دسترس می یابد بجود. از پستانداران مهم این راسته ، خرگوش ، موش ، سنجاب ، بیدستر و خوکچه را باید نام برد. (فرهنگ فارسی معین ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جوندگان اینجا را کلیک کنید

هم معنی جوندگان


ترجمه جوندگان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جوندگان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جونده

جونده . [ ج َ وَ دَ / دِ ] (نف ) آنکه چیزی را میجود. || فردی از راسته ٔ جوندگان . یک تن از جانوران راسته ٔ جوندگان . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جوندگان شود.

معنی جونیک

جونیک . [ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین دارای 144 تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 شود.

معنی جون

جون . [ ج َ ] (اِخ ) ابن قتادة. از صحابیان یا تابعیان است . (منتهی الارب ).

معنی جونة

جونة. [ ج َ ن َ ] (ع اِ) چشمه ٔ آفتاب . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).آفتاب . (مهذب الاسماء). || سرخ . || ذغال . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خم قاراندود. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد)

معنی جونی

جونی . (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش صومای شهرستان ارومیه . دامنه ، سردسیر سالم . سکنه ٔ آن 332 تن . آب آن از رود بردوک . محصول آن غلات ، توتون . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی .

معنی جوهر

جوهر. [ هََ ] (هندی ، اِ) آنست که چون جمعی بر سر هنود آیند وایشان تاب مقاومت آن جمع نداشته باشند زن و فرزندان خود را بکشند یا بسوزانند و خود بگریزند، آن کشتن وسوزاندن را جوهر گویند. || جایی را نیز گفت

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: