مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جوم


معنی جوم

جوم . [ ج َ ] (ع اِ) شبانان که امر آنها یک باشد. (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). گویا فارسی است و آن عبارت از شبانانی است که امر آنان و سخن آنان و مجلس آنان واحد باشد. (ذیل اقرب از لسان العرب ). || ج ِ جامة، بمعنی یکی جام . (منتهی الارب ). رجوع به جام و جامة شود. || (مص ) طلب کردن چیزی را، خیر باشد یا شر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی جوم- ترجمه جوم برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جوم اینجا را کلیک کنید

هم معنی جوم

ستاره‌شناسی : اخترشناسی، رصد، نجوم
سرازیر شدن : 1 روان‌شدن، جاری شدن 2 هجوم آوردن، روی‌آوردن
سرسام‌آور : 1 هذیان‌آلود، هذیان‌آمیز 2 بی‌حد، بی‌شمار، بی‌نهایت، نجومی، هنگفت
سطوت : 1 ابهت، جذبه، رعب، شوکت، حشمت، عظمت، مهابت، وقار، هیبت 2 حمله، تاخت وتاز، هجوم، یورش 3 سلطه، غلبه، قهر 4 حمله کردن، هجوم بردن 5 غلبه‌یافتن، به قهرگرفتن
سورن : آفند، تاخت، تک، حمله، هجوم، یورش، شوق و پاتک، پدافند، دفاع


ترجمه جوم

هجوم کردن: swarm
دوربین نجومی: telescope
سال نجومی: year
هجوم کننده: infestant
هجوم بداخل: inrush


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جوم

سخن بلز پاسكال: سعادتمند كسی است كه در هجوم و مقابله با سختی ها خود را نبازد.
سخن ویكتور هوگو: شاید بتوان از هجوم سیل آسای یك ارتش ممانعت كرد، اما از هجوم اندیشه ها و باورها نمی توان جلوگیری نمود.
سخن بلز پاسكال: سعادتمند كسی است كه در هجوم و مقابله با سختی ها خود را نبازد.
سخن امام علی (ع): آن كس به مقصود خویشتن نایل گشت كه پر و بالی داشت و به پرواز درآمد، یا فاقد قدرت بود و از هجوم به مخاطرات خودداری كرد و آسوده شد.
سخن پل هوگان: راز كامیابی من این است كه كمی بیشتر از آنچه توان جویدن آن را دارم، گاز می‌زنم و تا جایی كه می‌توانم، آن را تندتند می‌جوم.

در هواى دستبوس او زحل *** لیک خود را مى‏نبیند آن محل‏
دست و پا مریخ چندین خست از او *** و آن عطارد صد قلم بشکست از او
با منجم این همه انجم به جنگ *** کاى رها کرده تو جان بگزیده رنگ‏
جان وى است و ما همه رنگ و رقوم *** کوکب هر فکر او جان نجوم‏
فکر کو آن جا همه نور است پاک *** بهر تست این لفظ فکر اى فکرناک‏
هر ستاره خانه دارد بر علا *** هیچ خانه درنگنجد نجم ما
جاى سوز اندر مکان کى در رود *** نور نامحدود را حد کى بود
لیک تمثیلى و تصویرى کنند *** تا که دریابد ضعیفى عشقمند
مثل نبود لیک باشد آن مثیل *** تا کند عقل محمد را گسیل‏
عقل سر تیز است لیکن پاى سست *** ز انکه دل ویران شده‏ست و تن درست‏


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جولهی

جولهی . [ ل َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهمئی گرم سیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی جون دارو

جون دارو. (اِ مرکب ) معجونی است که هندوان ساخته اند و آن معجون سلاحه است . و این جون دارو در جذام بکار است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع به جان دارو شود.

معنی جومست

جومست . [ ج َ م ِ ] (اِخ ) نام پیغمبر مجوسانست و کتاب گومست نام به او نازل شده ، و بعضی گویند معرب گومست است که کتاب مجوس باشد. (برهان ) (آنندراج ).

معنی جوله گاه

جوله گاه . [ ج َ / جُو / جو ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) بمعنی جوله زار باشد که آنرا مرغزار گویند و مَرْغ ، علفی است که حیوانات آنرا برغبت تمام خورند. (برهان ) (آنندراج ).

معنی جون

جون . (ع اِ) (اصطلاح جغرافیا) قطعه ای از دریا که بسیار در خشکی وارد شود. (از محیطالمحیط). خلیج . رجوع به خلیج شود. || ج ِ جَون . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جَون شود.

معنی جون

جون . [ ج َ ] (اِخ ) نام رودخانه ایست عظیم در هندوستان . (برهان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: