مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جومورو


معنی جومورو

جومورو. [ ج ُ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان انکوت بخش گرمی شهرستان اردبیل . کوهستانی ، گرمسیر. سکنه ٔ آن 154 تن . آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جومورو اینجا را کلیک کنید

هم معنی جومورو


ترجمه جومورو


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جومورو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جون

جون . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) گیاه سبز مایل بسیاهی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سرخ . (منتهی الارب ). || سپید. || سیاه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و این کلمه از اضداد است . (اقرب الموارد). || ر

معنی جون

جون . (ع اِ) (اصطلاح جغرافیا) قطعه ای از دریا که بسیار در خشکی وارد شود. (از محیطالمحیط). خلیج . رجوع به خلیج شود. || ج ِ جَون . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جَون شود.

معنی جولهی

جولهی . [ ل َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهمئی گرم سیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی جوندگان

جوندگان . [ ج َوَ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) ج ِ جونده . || راسته ای از پستانداران که شامل جانورانی است که عموماً جثه ٔ کوچک دارند و دندان بندی آنها ناقص است (فاقد انیاب هستند)، دندانهای پیشین آنها بلند و

معنی جوند

جوند. (اِخ ) دهی از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند. دره ، معتدل . سکنه ٔ آن 605 تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و مالداری است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیای

معنی جونة

جونة. [ ج َ ن َ ] (اِخ ) دهی است میان مکه و طائف . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: