مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جولهی


معنی جولهی

جولهی . [ ل َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان بهمئی گرم سیر بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جولهی اینجا را کلیک کنید

هم معنی جولهی


ترجمه جولهی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جولهی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جومطریا

جومطریا. [ م ِ ] (معرب ، اِ) ژئومتری . هندسه . (ابن الندیم ). رجوع به ژئومتری شود.

معنی جوله

جوله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ) به خفای ها، تیردان و ترکش را گویند. کیش و قربان و آن جایی باشد که کمان رادر آن نهند. || زده شده اعم از پشم و پنبه و غیر آن . || خارپشت بزرگ . || (هندی ، اِ) علتی است که آنرا

معنی جون

جون . [ ج َ وَ ] (اِ) چوبی باشد که در زیر آن غلطکها نصب کنند و بر گردن گاو بندند و بر بالای غله ای که از کاه جدا نشده باشد بگردانند تا غله از کاه جدا شود. (برهان ) . || یواشن . منسفه ، آن پنجه ایست

معنی جون

جون . [ ج َ ] (اِخ ) نام رودخانه ایست عظیم در هندوستان . (برهان ).

معنی جون

جون . [ ج َ ] (ع ص ، اِ) گیاه سبز مایل بسیاهی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سرخ . (منتهی الارب ). || سپید. || سیاه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و این کلمه از اضداد است . (اقرب الموارد). || ر

معنی جون

جون . [ ج َ ] (اِخ ) ابن قتادة. از صحابیان یا تابعیان است . (منتهی الارب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: