مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جوخانی


معنی جوخانی

جوخانی . [ ج َ ] (ص نسبی ) منسوب به جوخان و آن به اصطلاح مردم بصره محل پشته شده ٔ خرمای چیده (خرمن خرما) است . (انساب سمعانی ). || منسوب به جَوخی ̍. رجوع به جوخی شود.

معنی جوخانی- ترجمه جوخانی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جوخانی اینجا را کلیک کنید

هم معنی جوخانی


ترجمه جوخانی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جوخانی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جوخة

جوخة. [ خ َ ] (ع اِ) گو و مغاک . (منتهی الارب ). حفره و گودی . (از اقرب الموارد).

معنی جوخی

جوخی . [ ج َ خا ] (ع اِ) اسم است برای اِماء. (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). اسم است برای داهان . (منتهی الارب ).

معنی جوخاء

جوخاء. [ ج َ] (اِخ ) جاییست در بادیه بین عین صید و زبالة در دیار بنی عجل . در شعر ابوقصاص نصری جوخی با الف مقصوره آمده . (مراصد) (معجم البلدان ). رجوع به جوخی ̍ شود.

معنی جوخواه

جوخواه . [ جُو خا ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای نه گانه ٔ بخش طبس شهرستان فردوس . هوای آن گرم و سوزان است . آب مزروعی کلیه ٔ قرا از قنوات تأمین میشود. این دهستان از بیست آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و

معنی جوداء

جوداء. [ ج ُ وَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ جواد، بمعنی سخی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جواد شود.

معنی جوخان

جوخان . [ ج َ ] (معرب ، اِ) آنجا که خرما خشک کنند. (مهذب الاسماء). جای خرما خشک کردن .(منتهی الارب ). لغتی است بصری و بمعنی خرمن گندم و جز آن است . و ابوحاتم گوید: این فارسی معرب است و در عربی آنرا جر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: