مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جوجو


معنی جوجو

جوجو. (اِ) در تداول امروز کودکان هر حشره ٔ خرد چون مورچه و ساس و شپش و غیره .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جوجو اینجا را کلیک کنید

هم معنی جوجو


ترجمه جوجو

جوجو: bug


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جوجو



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جوجه مرغ

جوجه مرغ . [ جو ج َ / ج ِ م ُ ] (اِ مرکب ) نوزاد ماده ٔ مرغ خانگی که پس از بلوغ تبدیل بمرغ میشود. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی جؤجو

جؤجؤ. [ ج ُءْ ج ُءْ ] (اِخ ) دهی است به بحرین . (منتهی الارب ).

معنی جوخا

جوخا. [ جو / ج َ ] (اِخ ) نهری است که در بالای آن ناحیه ٔ وسیعی است در سواد بغداد و در جانب شرقی آن راذان است و آن بین خانقین و خوزستان است . گویند در بغداد نظیر ناحیه ٔ جوخا نبوده است که مالیات آن هش

معنی جوجهنی

جوجهنی . [ جو ج َ هَِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش صومای شهرستان ارومیه دارای 271 تن سکنه . آب از چشمه و محصول غلات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است . (از فرهن

معنی جوجو

جوجو. [ ج َ ج َ ] (اِخ ) نام شهری است از ملک خطا که در آنجا مشک خوب و کافور اعلی و جامه های ابریشمی نفیس می شود. (برهان ).

معنی جوجو

جوجو. [ ج َ ج َ / جُو جُو ] (ق مرکب ) کنایه از پاره پاره و ریزه ریزه و ذره ذره . (برهان ) : خورشید رخشان است می زآن زرد لرزان است می جوجو همه جان است می فعلش بخروار آمده . خاقانی . کشم هر لحظه جور

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: