مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جندقوقی


معنی جندقوقی

جندقوقی . [ ] (اِ) بشیرازی انده قوقا گویند و در پارس دیواستب خوانند. برّی بود و بستانی بود و جندقوق برّی را ورق گویند و حباق خوانند و بیونانی لوطوس اغیربوس و معنی آن جندقوق برّی بود و از آن بستانی را طریفین خوانند و بهترین آن بستانی بود وطبیعت آن گرم و خشکست در آخر درجه ٔ دوم و گویند در آخر درجه ٔ اول و گویند در سِیُم کلف را نافع بود و روغن وی درد مفاصل را نافع بود و درد اُنْثَیین و عصاره ٔ بستانی با عسل سپیدی که در چشم بود زایل گرداند و برّی و بستانی صرع را سودمند بود و استسقا و بول وحیض براند و روغن وی جهت بادها که در اعضاء بود سوددهد، اگر طفلی دیر بحرکت آید چون بر وی مالند زود بحرکت آید. اگر در طبخ آن نشینند همین عمل کند و تخم وی مهیج باه بود و اگر آب وی بر گزندگی عقرب ریزند درد ساکن کند فی الحال و چون بر عضو سالم ریزند لذع و وجع پیدا کند و چون بعصاره ٔ وی سعوط کنند صداع آورد،و جندقوقی خناق آورد و درد حلق و مداوای آن به کشنیر و کاهو و کاسنی کنند. رجوع به ترجمه ٔ صیدنة شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جندقوقی اینجا را کلیک کنید

هم معنی جندقوقی


ترجمه جندقوقی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جندقوقی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جندگی

جندگی . [ ج ِ دَ / دِ ] (حامص ) صفت جنده . عمل جنده . رجوع به جنده شود.

معنی جندعة

جندعة. [ ج ُ دُ ع َ ] (ع اِ) حباب که بر بالای آب از باران نمودار شود. ج ، جَنادِع . || جانور خزنده ٔ موذی یا هر جانوری که ازآن گزند و زحمت رسد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (ص ) بی خیر و برکت ، گ

معنی جندلة

جندلة. [ ج ُ ن َ دِ ل َ ] (ع ص ) مؤنث جُنَدِل . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). ارض جندلة. رجوع به جندل شود.

معنی جندویه

جندویه . [ ج َ ی َ ] (اِخ ) از دیههای طالقان خراسان . در آن نخستین وقعه میان طرفداران ابومسلم خراسانی و طرفداران بنی امیه اتفاق افتاد و آن وقعه ایست مشهور. (معجم البلدان ) (مراصد) (مرآت البلدان 4:270)

معنی جندک

جندک . [ ج ِ دَ ] (اِ) مسکوک مسین کوچک که نصف نیم پول قیمت داشت .(فرهنگ فارسی معین ). استاد دهخدا در یادداشت خود آرند: مسکوکی بود مسین چون پشت ناخنی . در اوایل عمر من در طهران معمول بود و نصف یک پول ی

معنی جندق بیابانک

جندق بیابانک . [ ج َ دَ ن َ ] (اِخ ) دهستان جندق بیابانک شامل تمام بخش خوربیابانک است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10). نام فارسی آن گنده و گندا که بالاخص به قریه ٔ جندق اطلاق می شود، حد شمالی کویر،

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: