مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جنتی بیا


معنی جنتی بیا

جنتی بیا. [ ج َن ْ ن َ ] (اِخ ) از شاعران لطیف طبع نخشبست که در خدمت علاءالملک شرف الدین امیرک بسر میبرده و چند قصیده در مدح او پرداخته . ترجیعبندی در مدح وی گفته که مطلع آن این است : چو بارد یارم از گلنار گوهر شود گل خار و ماند خوار گوهر. (از لباب الالباب عوفی صص 525-526). حکیم جنتی را وقتی به قصیده ای امتحان کردند ردیف پیاله ، قصیده ای بربدیهه بگفت به مطلع زیر: چو آرد سوی لب دلبر پیاله کند لعلش پر از شکّر پیاله . (از تاریخ ادبیات در ایران صفا ج 2 ص 349) (از لباب الالباب عوفی ص 525).

معنی جنتی بیا- ترجمه جنتی بیا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جنتی بیا اینجا را کلیک کنید

هم معنی جنتی بیا


ترجمه جنتی بیا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جنتی بیا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جنثر

جنثر. [ ج َ ث َ ] (ع ص ، اِ) شتر نر کلان فربه . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی جنتی

جنتی . [ ج َن ْ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به جنت . رجوع به جنت شود.

معنی جنتر

جنتر. [ ج َ ت َ / ت ُ ] (اِ) نام سازی است مخصوص اهل هند. (برهان ). نام سازی است که آنرا بین نیزگویند، شکل آن با ترازو مشابهت دارد، و آن چوبی باشد مثل گردن طنبوره و زیر هر دو سر آن کدوی مدور وصل کرده

معنی جنث

جنث . [ ج ِ ] (ع اِ) اصل هر چیزی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی جنجال آباد

جنجال آباد. [ ج َ ] (اِخ ) دهی از دهستان خرق بخش حومه ٔ شهرستان قوچان در 36هزارگزی جنوب باختری قوچان . موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است . سکنه ٔ آن 89 تن . آب آن از چشمه و محصول آن غلا

معنی جنت آباد

جنت آباد. [ ج َن ْ ن َ ] (اِخ ) ده مخروبه ایست از بخش سمیرم بالای شهرستان شهرضا. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: