مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جمالی


معنی جمالی

جمالی . [ ج َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان برقه بخش بشرویه شهرستان فردوس واقع در 20هزارگزی باختر بشرویه و 8 هزارگزی شمال مالرو عمومی بشرویه به طبس . موقع طبیعی آن دامنه و هوای آن گرمسیری است . سکنه ٔ آن 18 تن . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9). یکی از مزارع و قرای طبس است . (مرآت البلدان ج 4).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جمالی اینجا را کلیک کنید

هم معنی جمالی

مرور کردن : 1 گذشتن، سپری شدن، عبور کردن 2 یادآوری کردن، به‌خاطر آوردن 3 مطالعه اجمالی کردن، از نظرگذرانیدن 4 تکرار کردن
ورانداز: بازدید، بررسی، تخمین، ملاحظه، نگاه‌اجمالی
اختصاراختصاری: 1 مخفف 2 اجمالی


ترجمه جمالی

مرور اجمالی: scanning
نظر اجمالی: side glance
نگاه اجمالی کردن: glance
نظر اجمالی: glance
نظر اجمالی کردن: glance


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جمالی

سخن فرانسیس بیكن: مطالعه اجمالی و جزیی در فلسفه، فرد را به تفكر و بی دینی وا می دارد، اما اگر به فلسفه عمیق بیندیشد او را به سمت دین متوجه می سازد.
سخن فرانسیس بیكن: مطالعه اجمالی و جزیی در فلسفه، فرد را به تفكر و بی دینی وا می دارد، اما اگر به فلسفه عمیق بیندیشد او را به سمت دین متوجه می سازد.
سخن پرویز یاحقی: شاهكارها با گذشت زمان كهنه نمی شوند، این بماند، در هر زمانی بسته به موقعیت و مقام، جلوه و جمالی دوباره می یابند؛ چنان كه گویی به تازگی مطرح شده اند.
سخن پرویز یاحقی: شاهكارها با گذشت زمان كهنه نمی شوند، این بماند، در هر زمانی بسته به موقعیت و مقام، جلوه و جمالی دوباره می یابند؛ چنان كه گویی به تازگی مطرح شده اند.
سخن فرانسیس بیكن: مطالعه اجمالی و جزیی در فلسفه، فرد را به تفكر و بی دینی وا می دارد، اما اگر به فلسفه عمیق بیندیشد او را به سمت دین متوجه می سازد.


شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: