مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جفنگ گفتن


معنی جفنگ گفتن

جفنگ گفتن . [ ج َ ف َ گ ُ ت َ] (مص مرکب ) یاوه گفتن . سخنان لغو و بی پایه گفتن . یاوه سرائی . هرزه درایی . ژاژخایی . بیهوده گفتن . لغو گفتن . حرفهای مهمل و لاطائل زدن . رجوع به ژاژخایی شود.

معنی جفنگ گفتن- ترجمه جفنگ گفتن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جفنگ گفتن اینجا را کلیک کنید

هم معنی جفنگ گفتن


ترجمه جفنگ گفتن

جفنگ گفتن: talk nonsense


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جفنگ گفتن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جفیر

جفیر. [ ج َ ] (اِخ ) موضعی است به ناحیه ٔ ضریه . (منتهی الارب ). موضعی است . حجرالملک در این شعر خود: لمن النار أوقدت بجفیر لم ینم عنک مصطل مقرور. از آن یاد کند. (از معجم البلدان ).

معنی جفیة

جفیة. [ ج ِ ی َ ] (ع مص ) لغتی است در جِفوَة. (منتهی الارب ). رجوع به جفوة شود.

معنی جفی

جفی . [ ج ِف ْی ْ ] (ع اِمص ) کلفتی . درشتی . || غلیظی . پررنگی . تیرگی . (دزی ).

معنی جفول

جفول . [ ج َ ] (ع ص ) زن کلان سال . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || جمة جفول ؛ جماعت عظیم . (منتهی الارب ). || اسب ترسو و رمنده . || ترسو. بزدل . خائف . ترسان از سایه ٔ خود. || بدگمان . ظنین . (د

معنی جفن

جفن . [ ج َ ] (ع مص ) بازداشتن خود را از چرکها. || ناقه را کشتن و گوشت او را در کاسه خورانیدن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی جفنة

جفنة. [ ج َ ن َ ] (ع اِ) واحدجَفن است به معنی شاخ رز. (از اقرب الموارد). || بیخ رز. (مهذب الاسماء). || کاسه ٔ بزرگ . (بحر الجواهر) (دهار) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (مهذب الاسماء) : و مراد به جفنة لاوکی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: