مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جفلوذ


معنی جفلوذ

جفلوذ. [ ج ُ ] (اِخ ) شهری است با برج و بارو در جزیره ٔ سیسیل بر فراز کوهی بلند مشرف بر دریا و در آن ناحیه کوههای سربرکشیده و دره های عظیم هست که انواع چوبها برای ساختن مرکب بدان یافت میشود. (از معجم البلدان ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جفلوذ اینجا را کلیک کنید

هم معنی جفلوذ


ترجمه جفلوذ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جفلوذ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جفلة

جفلة. [ ج َ ف َ ل َ ] (ع اِ) قد. بالا. قامت . || چوبی که بدان قد را اندازه گیرند. (دزی ). || ج ِ جافل .

معنی جفوة

جفوة. [ ج َ / ج ِ وَ ] (ع مص ) با کسی جفا کردن . (المصادر زوزنی ). ستم و بدی کردن . بدکرداری و بدرفتاری کردن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). جفوت . جور کردن . جفا کردن . جفا ورزیدن . رجوع به جفا و

معنی جفوات

جفوات . [ ج َ ف َ ] (ع اِ) ج ِ جفوة. رجوع به جفوة شود.

معنی جفو

جفو. [ ج َف ْوْ ] (ع مص ) ستم کردن . || ملازم نگردیدن مال خود را. || دور شدن از چیزی . (منتهی الارب ). برگشتن و دور شدن و ترک کردن : جفت جفونی النوم ؛ یعنی پلکهای من خواب را ترک گفتند. (دزی ).

معنی جفلقة

جفلقة. [ ج َ ل َ ق َ ] (ع مص ) به ریا سخن گفتن . || به ریا راه رفتن . راه و روشی ریاکارانه داشتن . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی جفلة

جفلة. [ ج َ ل َ ] (ع اِ) بریده و پیچیده از پشم . (شرح قاموس ). قطعه یا پاره ای از پشم . (اقرب الموارد). پاره ٔ صوف . تکه ٔ پشم .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<