مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جعالات


معنی جعالات

جعالات . [ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ جعاله . رجوع به همین ماده شود.

معنی جعالات- ترجمه جعالات برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جعالات اینجا را کلیک کنید

هم معنی جعالات


ترجمه جعالات


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جعالات



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جعباء

جعباء. [ ج ِ ] (ع مص ) افکندن . (ناظم الاطباء).

معنی جعاف

جعاف . [ ج ُ] (ع ص ) سیلی که زمین را بکاود و همه چیز را ببرد. جاعف . (منتهی الارب ). سیل بنیان کن . (اقرب الموارد).

معنی جعباء

جعباء. [ ج َ ] (ع اِ) کون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دبر مردم . (مهذب الاسماء).

معنی جعب

جعب . [ ج َ] (ع اِ) توده ٔ پشک شتر و گوسپند. (ناظم الاطباء).

معنی جعباءة

جعباءة. [ ج ِ ع ِب ْ با ءَ ] (ع اِ) جعباء. کون و حلقه ٔ دبر. (ناظم الاطباء). رجوع به جعبی شود.

معنی جعال

جعال . [ ج َ ] (اِخ ) (جعیل ) ابن سراقة الغفاری (یا الضمری ) یکی از صحابه و از فقراء مسلمین بود که در غزوه ٔ احد و دیگر غزوه های پیغمبر همراه وی بود و در واقعه ٔ قرنطیه یک چشمش کور شد و در سال ششم هجر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: