مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جسئت


معنی جسئت

جسئت . [ ج ُ ءَ ] (ع مص ) سخت گردیدن . (آنندراج ).

معنی جسئت- ترجمه جسئت برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جسئت اینجا را کلیک کنید

هم معنی جسئت


ترجمه جسئت


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جسئت



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جساد

جساد.[ ج ُ ] (ع اِ) پیچش شکم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). دردی است در شکم . (از اقرب الموارد).

معنی جساءةالاجفان

جساءةالاجفان . [ ج ُ ءَ تُل ْ اَ ] (ع اِ مرکب ) سخت شدن پلک چشم . صاحب ذخیره ٔ خوارزمشاهی گوید: بسیار باشد که چشم سخته شود چنانکه هر وقت که از خواب بیدار شود چشم نتواند گشاد تا پلک را تر نکند یا ساعتی

معنی جسار

جسار. [ ج َس ْ سا ] (ص نسبی ) این کلمه منسوب است به جسری که بر بالای دجله است . (از لباب الانساب ).

معنی جزیو

جزیو. [ ج ِ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای تون و طبس . (از مرآت البلدان ج 4 ص 226).

معنی جس

جس . [ ج َس س ] (ع مص ) دست بسودن . (منتهی الارب )(تاج المصادر بیهقی ) (ناظم الاطباء). بسودن . (المصادر زوزنی ). بدست سودن . (آنندراج ). برماسیدن . لمس کردن . (فرهنگ فارسی معین ). لمس کردن و دست بسودن

معنی جسآء

جسآء. [ ج َس ْ ] (ع ص ) مفصل های خشک شده که از جای حرکت نکنند. جاسِئَة. (از متن اللغة). || دست درشت گردیده از کار. (آنندراج ). ید جَسْآء؛ دست درشت گردیده از کار. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دست

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: