مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جرجانی


معنی جرجانی

جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن اسماعیل بن ابوعبدالرحمان قطان شروطی مکنی به ابوعبدالرحمان . متکلمی بود بر مذهب سنت . وی بشروط و طب آگاهی داشت و از ابویعقوب بحری و کسانی که در آن طبقه اند روایت می نوشت . و بسال 389 هَ . ق . درگذشت . (از تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 380).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جرجانی اینجا را کلیک کنید

هم معنی جرجانی


ترجمه جرجانی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جرجانی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جرجانی

جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن حفص . راویی صدوق بود و در کوفه سکونت داشت . (از تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 344).

معنی جرجانی

جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن حسین بن علی مکنی به ابوعلی معروف بحافظ. راوی بود و از ابواسحاق شیبانی و ابونعیم عبدالملک بن محمد و احمدبن محمدبن موسی وجز آنان روایت کرد و ابوالقاسم فقیه از او روایت داش

معنی جرجانی

جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن حسین بن محمد فقیه مکنی به ابویعلی . راوی بود. رجوع به تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 411 شود.

معنی جرجانی

جرجانی .[ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن یحیی بن شیرین مکنی به ابواحمد و معروف بمأمون . راوی بود و از علی بن جعد و یحیی بن عبداﷲبن بکیر روایت کرد و محمدبن داود بکر آبادی و احمدبن محمدبن اسماعیل صوام از ا

معنی جرجانی

جرجانی . [ ج ُ ] (اِخ ) محمدبن حمویةبن زبرقان مکنی به ابونعیم . راوی بود و از عمران بن مسیره و جزاو روایت کرد و احمدبن مملک جرجانی از او روایت میکرد. (از تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 339).

معنی جرجانی

جرجانی . [ ج ُ ](اِخ ) محمدبن حسین مکنی به ابوعبداﷲ. راوی بود. رجوع به تاریخ جرجان تألیف ابوالقاسم سهمی ص 399 شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: