مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جرثب


معنی جرثب

جرثب . [ ج َ ث َ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). آنرا جُرثُب نیز گویند. (منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جرثب اینجا را کلیک کنید

هم معنی جرثب


ترجمه جرثب


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جرثب



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جرج

جرج . [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جُرجَة، به معنی خرجینه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || ظرفی است از ظرفهای زنان . (لسان از ذیل اقرب الموارد). ظرفی است از ظرفهای زنان و آن کیسه ای است از چرم هما

معنی جرت غوز

جرت غوز. [ ج ِ غ َ / غ ُ ] (ص مرکب ) در اصطلاح قزوینیان ، آن که بعجله و بی ترتیب کار کند و سخن گوید. مردمی سبک عقل و شتابنده در کارها. آنکه کارهای ناشیانه کند. آن که فکر و اندیشه ٔ غیرطبیعی دارد. (یاد

معنی جرج

جرج . [ ج َ ] (ع مص ) چریدن شتر مرتع را. (از ذیل اقرب الموارد) (از متن اللغة).

معنی جرج

جرج . [ ج َ رِ ] (ع ص ) بی آرام و جنبنده . (آنندراج ). مضطرب و جنبان . (از متن اللغة): وشاح جرج ؛ حمیل جنبان و فراخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی جرج

جرج . [ ج َ ] (اِخ ) نام جد محمد فقیه بن سعید اندلسی است . (از منتهی الارب ).

معنی جرثمی

جرثمی . [ ج ُ ث ُ ] (اِخ ) شدیدبن قیس بن هانی بن جرثمة یزنی ، معروف بجرثمی . محدث است . وی از قیس بن حرث مرادی روایت کند و یزیدبن ابی حبیب از او روایت دارد. (از لباب الانساب ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<