مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جثل


معنی جثل

جثل . [ ج َ ث َ ] (ع اِ) مادر. || زوجه . یقال : ثکلته الجثل ؛ یعنی مادر یا زوجه بر او ندبه کند. || اَمة. || (مص ) بردن باد چیزی را. (از منتهی الارب ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جثل اینجا را کلیک کنید

هم معنی جثل


ترجمه جثل


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جثل



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جثمان

جثمان . [ ] (اِخ ) نام یکی از اجداد سامانیان . رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 متن و حاشیه ٔ ص 216 شود.

معنی جثمة

جثمة. [ ج ُ م َ] (ع اِ) توده ٔ خاکستر و مانند آن . (منتهی الارب ).

معنی جثل

جثل . [ ج َ ث َ ] (اِخ ) ابن هاعان . محدث است . (منتهی الارب ).

معنی جثم

جثم . [ ج ُ ث َ ] (ع ص ) خوابناک که از جا نجنبد. (منتهی الارب ). خوابناک که سفر نکند. (از اقرب الموارد).

معنی جثوب

جثوب . [ ] (اِ) روی پاکیزه بود که هیچ در وی اثر چیزی نباشد.

معنی جثجاث

جثجاث . [ ج َ ] (ع اِ) موی بسیار. || درختی است تلخ و خوشبوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). سبرم دشتی . (مهذب الاسماء). مؤلف ترجمه ٔ صیدنه آرد: نیفه گوید درختی است که شکوفه ٔ او زرد زرداس

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: