مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جثجاثة


معنی جثجاثة

جثجاثة. [ ج َ ث َ ] (اِخ ) از آبهای غنا است که در سمت حمی ضریه در جانب وزش بادهای جنوبی از طرف شرقی حمی ضریه قرار گرفته و در سایه ٔ جبل نضاد واقع است . اصمعی گوید جثجاثه در طرف شرق نضاد و روبروی نقره است . (از معجم البلدان ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جثجاثة اینجا را کلیک کنید

هم معنی جثجاثة


ترجمه جثجاثة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جثجاثة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جثط

جثط. [ ج َ ] (ع مص ) آبکی ریدن چندانکه بر زمین منبسط گردد. (آنندراج ): جثط بغایته ؛ آبکی رید چندان که بر زمین منبسط گردید. (منتهی الارب ).

معنی جثمة

جثمة. [ ج َ ث َ م َ ] (ع اِ) پشته . (منتهی الارب ).

معنی جثمان

جثمان . [ ج ُ ] (ع اِ) بدن و تن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تن . (منتهی الارب ). جسمان . جسم . شخص . کالبد. تن . (السامی ). کالبد تن و بالین . (مهذب الاسماء، نسخه ٔ خطی ). جسم . (اقرب الموارد). یقال

معنی جثة

جثة. [ ج ُث ْ ث َ ] (اِخ ) شهری است به یمن میان محجم و کدراء. (منتهی الارب ).

معنی جثم

جثم . [ ج َ ] (ع مص ) سینه بر زمین نهادن . (از منتهی الارب ).سینه بر زمین نهادن مرغ و مردم . (آنندراج ). || لازم گرفتن جای . (از منتهی الارب ) (آنندراج ): جثم الطائر؛ سینه بر زمین نهاد مرغ و لازم گرفت

معنی جثلیق

جثلیق . [ ] (معرب ، اِ) همان جاثلیق است . (از دزی ). رجوع به جاثلیق شود

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: