مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جبال الصغد


معنی جبال الصغد

جبال الصغد. [ ج ِ لُص ْ ص ُ ] (اِخ ) نام طائفه ایست و گاهی سغد (با سین ) نیز گفته اند این کلمه به این صورت معرب و اصل آن فارسی است . (از المعرب جوالیقی ص 197 ، 217). ظاهراً این معنی صحیح نیست و این کلمه نام کوهستان یا بلدی است . یاقوت در حرف صاد گوید: «ناحیه ٔ عجیبی است . که سمرقند قصبه ٔ آن است » و در «حرف سین » گوید: ناحیه ای است که آب فراوان و درختان سرسبز و گلستانها و چمن زارها دارد و بمقدار پنج روز راه مسافت آن است و بسیاری از نقاط آنرا آفتاب نمیگیرد و آبادیها از بسیاری درختان دیده نمیشوند و دارای قریه های متعددی است و سمرقند قصبه ٔ آن میباشد. بهرحال با حرف سین و صاد هر دو ضبط شده و یک معنی دارد. (ازحاشیه ٔ المعرب جوالیقی چ قاهره ص 133، 197، 217): و خافت من جبال الصغد نفسی و خافت من جبال خواءَرزم . شقیق بن سلبک الاسدی (از المعرب جوالیقی ص 133).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جبال الصغد اینجا را کلیک کنید

هم معنی جبال الصغد


ترجمه جبال الصغد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جبال الصغد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جبان

جبان . [ ج َب ْ با ] (اِخ ) علی بن عمربن سعید الجبان الکوفی . وی به بغداد رفت و از یوسف بن یعقوب بخاری و غیر او روایت کند. او تا سال 329 هَ .ق . روایت کرده و بنابراین بعد از این تاریخ درگذشته است . (ا

معنی جبان

جبان . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است بخوارزم . (منتهی الارب ).

معنی جبال القفص

جبال القفص . [ ج ِ لُل ْ ق ُ ] (اِخ ) تلفظ عربی سلسله ٔ جبال «کوچ » است . این کوهها در شهر روذان در بلوچستان واقع شده و شامل هفت کوه است . (از نخبةالدهر ص 176). در جنوب شرقی جیرفت ناحیه ای است کوهستان

معنی جبال القمر

جبال القمر. [ ج ِ لُل ْ ق َ / ق ُ ] (اِخ ) سلسله کوههایی است که آنرا منسوب بماه کنند و بعضی آنرا بضم قاف و سکون میم ضبط کرده اند. مؤلف مرآةالخیال آرد: جبال القمر: در جانب مغرب بر جنوب خط استوا کوههای

معنی جبال کشمیر

جبال کشمیر.[ ج ِ ل ِ ک َ / ک ِ ] (اِخ ) نام سلسله کوهستانی است که در تقسیمات جغرافیائی قدیم جزء اقلیم چهارم بشمار بوده است . مؤلف حبیب السیر آرد: اقلیم چهارم به آفتاب تعلق دارد... این اقلیم از مشرق ا

معنی جبان

جبان . [ ج َ ] (ع ص )بددل ، مرد باشد یا زن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (دهار) (دستوراللغات ) (ناظم الاطباء). بددل . (مهذب الاسماء). بیدل . (زمخشری ). هاع . (نصاب ). هیدان . (منتهی الارب ). مرغ دل . (ی

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: