مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جازکون


معنی جازکون

جازکون . (اِ) به فارسی بسباسه را گویند. (فهرست مخزن الادویه ). این کلمه مصحف «جارگون » است . رجوع به جارگون در همین لغت نامه شود. دزی در ذیل قوامیس خود «حارکون » را آورده و آن را مأخوذ از «جارگون » فارسی داند. (دزی ج 1 ص 168).

معنی جازکون- ترجمه جازکون برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جازکون اینجا را کلیک کنید

هم معنی جازکون


ترجمه جازکون


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جازکون



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جاسبارولی

جاسبارولی .(اِخ ) (الکسی ...) یکی از مهندسین دیوان مشاغل (مصر)سابق میباشد. او راست : نهایة الاوطار فی عجائب الاقطار. کتابی است که شامل مسافرت استانلی به قاره ٔ آفریقا و شرح حال او میباشد و در سال 1308

معنی جازم شدن

جازم شدن . [ زِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دل بر کاری نهادن . یکدل شدن بر کاری . قاطع بودن بر کاری . - جازم شدن بر ؛ دل نهادن بر. یکدل شدن بر.

معنی جازح

جازح . [ زِ ] (ع ص ) دهنده : و انی له من تالد المال جازح . (اقرب الموارد). عطاکننده . بخشنده بی آنکه با کسی مشورت کند. (منتهی الارب ). || عطاء جازح ؛ دهش بزرگ . || کسی که پی کار خود رود. (اقرب الموارد

معنی جازی

جازی . (اِخ ) نام اسبی است . (منتهی الارب ).

معنی جازر

جازر. [ زِ ] (اِخ ) سمعانی آن را جازرة ثبت کرده است . (الانساب در نسبت جازری ). در معجم البلدان آمده است : قریه ای است از نواحی نهروان از توابع بغداد، نزدیک مدائن و آن قصبه ٔ طسوج جازر است . (معجم الب

معنی جازع

جازع . [ زِ ] (ع ص ) ناشکیبا. زاری کننده .(منتهی الارب ). ناله کننده . || (اِ) چوب وادیج که بر آن شاخهای انگور اندازند. || هرچوب که میان دو چیز در پهنا نهاده بر آن چیزی اندازند. (منتهی الارب ) (آنندرا

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: