مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جازستان


معنی جازستان

جازستان . [ زِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کشور بخش پاپی شهرستان خرم آباد و آن در 25هزارگزی جنوب باختری سپیددشت و 6هزارگزی باختری ایستگاه کشور واقع است . سکنه ٔآن 24 تن میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

معنی جازستان- ترجمه جازستان برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جازستان اینجا را کلیک کنید

هم معنی جازستان


ترجمه جازستان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جازستان



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جازمیة

جازمیة. [ زِ می ی َ ] (اِخ ) فرقه ای است از متکلمین . عبدالکریم شهرستانی چنین آرد: جازمیه اصحاب جازم بن علی میباشند و ایشان بر قول شعیب اند که خدا را خالق اعمال عباد داند. و نیز قائل به «موافاة» باش

معنی جازکون

جازکون . (اِ) به فارسی بسباسه را گویند. (فهرست مخزن الادویه ). این کلمه مصحف «جارگون » است . رجوع به جارگون در همین لغت نامه شود. دزی در ذیل قوامیس خود «حارکون » را آورده و آن را مأخوذ از «جارگون » ف

معنی جازم شدن

جازم شدن . [ زِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) دل بر کاری نهادن . یکدل شدن بر کاری . قاطع بودن بر کاری . - جازم شدن بر ؛ دل نهادن بر. یکدل شدن بر.

معنی جازان

جازان . (اِخ ) ابن محمدبن برکات . وی شریف و از حکمرانان مکه بود. و با برادر خود برکات بن محمد مدت درازی بر سر حکومت مکه جنگید تا بر وی پیروز شد و حکومت بدست کرد ولی دیری نپائید ترکهای ساکن مکه چون از

معنی جازی

جازی . (ص نسبی )منسوب به جاز. صاحب الانساب آرد: نسبتی است به شهری که آن را یزد نامند و از کوره های اصطخر باشد و شاید این نسبت به جاب برخلاف قیاس بود. (الانساب سمعانی ).

معنی جازن

جازن . [ زَ ] (نف مرکب ) در تداول عامه آنکه کسی را از جای خود براند. - جازن کردن کسی را ؛ او را از جای خود راندن .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: