مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی جازری


معنی جازری

جازری . [ زِ ] (اِخ ) محمدبن ادریس بن محمدبن الحسین بن محمدبن مسیح ، مکنی به ابوالقاسم . وی فقیه است و از پدر خود ادریس بن محمد جازری حدیث شنید و ابوالقاسم هبةاﷲبن عبدالوارث حافظ شیرازی از وی روایت کند. (الانساب سمعانی ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد جازری اینجا را کلیک کنید

هم معنی جازری


ترجمه جازری


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه جازری



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی جاز

جاز. (انگلیسی ، اِ) موسیقیی است که چندی پیش از نشأت تمدن ماشینی بر روی بنائی از رقص که مبنی بر «ریتم » انسانی و بی بندوباری آن است ساخته و پرداخته گردیده است ، نه بر روی ریتمی از مکانیک که عاری از

معنی جازمیة

جازمیة. [ زِ می ی َ ] (اِخ ) فرقه ای است از متکلمین . عبدالکریم شهرستانی چنین آرد: جازمیه اصحاب جازم بن علی میباشند و ایشان بر قول شعیب اند که خدا را خالق اعمال عباد داند. و نیز قائل به «موافاة» باش

معنی جازی

جازی . (اِخ ) نام اسبی است . (منتهی الارب ).

معنی جازح

جازح . [ زِ ] (ع ص ) دهنده : و انی له من تالد المال جازح . (اقرب الموارد). عطاکننده . بخشنده بی آنکه با کسی مشورت کند. (منتهی الارب ). || عطاء جازح ؛ دهش بزرگ . || کسی که پی کار خود رود. (اقرب الموارد

معنی جازعة

جازعة. [ زِ ع َ ] (ع ص ) تأنیث جازع . زن زاری کننده و ناشکیبا. || (اِ) چوب وادیج که بر آن شاخهای انگور اندازند. || هر چوب که میان دو چیز در پهنا نهاده بر آن چیزی اندازند. (منتهی الارب ). و رجوع به جا

معنی جازی

جازی . (ع ص ) نعت فاعلی ازجزاء. کافی . بسنده : هذا رجل جازیک من رجل ؛ ای حسبک .(منتهی الارب ). جازیک من رجل ؛ یعنی مردی است کافی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: