مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ژنگار


معنی ژنگار

ژنگار. [ ژَ ] (اِ) زنجار. زنگار. زنگ . ژنگ . زنگی که در فلزات از اثر رطوبت و غیره پیدا شود. بعض فرهنگها ژنگار یا زنگار را بخصوص به رنگ سبز که بر فلز نشیند اطلاق کرده اند : بشستن بدین بِه و آب پاک وز او دور شد گرد و ژنگار و خاک . فردوسی . «هرگاه که صیقل بر آنجای نهی و صیقل زنی البته آن ژنگار از وی زائل گرداند... لاجرم سزای آن را ژنگار طبع و ختم بر آنجا نهاد». (کتاب المعارف ).

معنی ژنگار- ترجمه ژنگار برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ژنگار اینجا را کلیک کنید

هم معنی ژنگار


ترجمه ژنگار


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ژنگار



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ژنلهاک

ژنلهاک . [ ژِ ن ُ ] (اِخ ) نام کرسی بخش گارد از ولایت آلِس نزدیک گارُدِنت ، دارای راه آهن و 1009 تن سکنه .

معنی ژنگوی

ژنگوی . [ ژَ ] (اِخ ) نام یکی از بزرگان چین : به چین اندرون بودحسنوی نام دگر سرکشی بود ژنگوی نام . فردوسی .

معنی ژنگه

ژنگه . [ ژَ گ َ / گ ِ ] (اِ) آفتی که به غله رسد و آن چنان باشد که خوشه ٔ غله از دانه خالی گردد و زرد شود. (برهان ). زنگ .

معنی ژنسیر

ژنسیر. [ ژُ ی ِ ] (اِخ ) رسینیل دوژنسیر. نام ترانه سازی از اهالی فرانسه . مولد پاریس بسال 1839 و وفات بسال 1903 م .

معنی ژنگدان

ژنگدان . [ ژَ ] (اِ) زنگدان . زنگ . زنگله . جلاجل . ژنگدن . (برهان ). زنگوله . زنگهای کوچک اطراف دورویه .

معنی ژنو

ژنو. [ ژِ ن ِوْ ] (اِخ ) (دریاچه ٔ...) نام دیگر دریاچه ٔ لِمان در جنوب غربی سوئیس شمال آلپ های ساووآ و به زیبائی منظر شهره است . این دریاچه قریب 375 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و طول آن هفتاد کیلومتر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: