مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ژنز


معنی ژنز

ژنز. [ ژُ ] (اِخ ) جُنز. ژان پل . نام ملاح و دریاداری از مردم اکس . مولد کیرک بان بسال 1747 و وفات در پاریس بسال 1792 م . وی در جنگ استقلال امریکا سمت امیرالبحری سفاین آن کشور را داشت .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ژنز اینجا را کلیک کنید

هم معنی ژنز


ترجمه ژنز


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ژنز



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ژنرال قنسول

ژنرال قنسول . [ ژِ ن ِ ق ُ ] (فرانسوی ، اِ مرکب ) یا ژنرال کنسول . سرکنسول و کارپرداز اول . آنکه تعهد امور ابناء کشور خویش را در مملکت بیگانه کند.

معنی ژنرال گاردان

ژنرال گاردان . [ ژِ ن ِ ] (اِخ ) رجوع به گاردان شود.

معنی ژنز

ژنز. [ ژُ ] (اِخ ) جُنز. ویلیام . نام مستشرق هندشناس انگلیسی . مولد لندن بسال 1746 و وفات در کلکته بسال 1794 م .

معنی ژنگار

ژنگار. [ ژَ ] (اِ) زنجار. زنگار. زنگ . ژنگ . زنگی که در فلزات از اثر رطوبت و غیره پیدا شود. بعض فرهنگها ژنگار یا زنگار را بخصوص به رنگ سبز که بر فلز نشیند اطلاق کرده اند : بشستن بدین بِه و آب پاک وز

معنی ژنسریک

ژنسریک . [ ژِ س ِ ] (اِخ ) نام پادشاهی از واندالها فاتح افریقا و مؤسس سلطنت وسیعی در آنجا و مخرّب یونان و روم . (428-477 م .).

معنی ژنده فروش

ژنده فروش . [ ژَ / ژِ دَ / دِ ف ُ ] (نف مرکب ) کهنه فروش . نجّاد. (زمخشری ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: