مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ژرفنا


معنی ژرفنا

ژرفنا. [ ژَ] (اِ مرکب ) ژرفنای . ژرفا. ژرفای . ژرفی . جای ژرف .

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ژرفنا اینجا را کلیک کنید

هم معنی ژرفنا

ژرفا: 1 ژرفنا، عمق، قعر، گودی 2 غور، کنه
ژرفنا: 1 ته، عمق، قعر 2 غور
عمق: ته، ژرفا، ژرفنا، غور، کنه، گودی
غور: 1 بررسی، تامل، تفکر، دقت، غوص، وارسی 2 ژرفا، ژرفنا، عمق 3 بن، ته، قع
قعر: انتها، بن، پایین، ته، ژرفا، ژرفنا، گودی و بالا، رو


ترجمه ژرفنا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ژرفنا

سخن كریستین بوبن: اندیشیدن، نگاهی است در ژرفنای یك چاه، كه سطلی را آویخته به زنجیر در آن رها می كنیم و شادمانه می خواهیم آن را در كرانه ی آبهای سیاه، رخشنده از پرتو ستارگان، دوباره باز یابیم.
سخن آرتور شوپنهاور: آن عملی كه اراده حیات به واسطه ی آن خود را اثبات می كند و انسان به هستی می آید، عملی است كه همه در ژرفنای وجودشان از آن شرم دارند و به دقت بر آن سرپوش می گذارند.
سخن آرتور شوپنهاور: آن عملی كه اراده حیات به واسطه ی آن خود را اثبات می كند و انسان به هستی می آید، عملی است كه همه در ژرفنای وجودشان از آن شرم دارند و به دقت بر آن سرپوش می گذارند.
سخن آرتور شوپنهاور: حقیقت، زیباترین برهنگی است و ژرفنای تاثیر آن نتیجه سادگی بیانش است.
سخن آرتور شوپنهاور: آن عملی كه اراده حیات به واسطه ی آن خود را اثبات می كند و انسان به هستی می آید، عملی است كه همه در ژرفنای وجودشان از آن شرم دارند و به دقت بر آن سرپوش می گذارند.


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ژرمن

ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) اگوست ژان . نام کنت ِ مونت فرت و سیاستمدار فرانسوی . مولد پاریس بسال 1786 و وفات در همانجا بسال 1821 م .

معنی ژرف نگاه

ژرف نگاه . [ ژَ ن ِ ] (ص مرکب ) باریک بین . (آنندراج ). غوررس . نظرعمیق کننده . ژرف بین . به تعمق نگرنده . ژرف نگر.

معنی ژرمن

ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) نامی که به ساکنین ژرمانی یا آلمان اطلاق می شود. این قوم چنانکه از اخلاق و زبان و صورت ظاهر آنان پیداست از نژاد آریائی هندواروپائی هستند که در حدود قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد

معنی ژرم دمراوی

ژرم دمراوی . [ ژِ رُ دُ م ُ ] (اِخ ) نام راهب و عالم موسیقی . مولد مُراوی در قرن هجدهم میلادی .

معنی ژرف یابی

ژرف یابی . [ ژَ ] (حامص مرکب ) اندازه گیری عمق چیزی . || تعمق .

معنی ژرمانیکوس

ژرمانیکوس . [ ژِ ] (اِخ ) نام سردار رومی از خاندان اگوست ، پسر بزرگ دروزوس برادر تیبریوس قیصر روم ، معاصر اردوان سوم اشکانی و پدر آگری پین و پدربزرگ نرون . وی بسال 18 م . بنابه فرمان عموی خود قیصر

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
<