مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی ژارناژ


معنی ژارناژ

ژارناژ. (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «کروز» از شهرستان گِرِه که قریب 605 تن سکنه دارد.

معنی ژارناژ- ترجمه ژارناژ برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد ژارناژ اینجا را کلیک کنید

هم معنی ژارناژ


ترجمه ژارناژ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه ژارناژ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی ژاپه

ژاپه . [ پ ِ ] (اِخ ) نام یکی از تیتان ها پسراُرانوس و گ ِآ برادر کرونوس و پدر پرومته و اطلس و اپی مته و منتیوس .

معنی ژارناک

ژارناک . (اِخ ) کرسی بخش در ایالت شارنت از شهرستان کُنیاک بر ساحل راست رود شارنت ، دارای 3796 تن سکنه . آنجا مرکز عمده ٔ دستگاههای تقطیر عرق و کنیاک است . فیروزی کاتولیکها به قیادت دوک آنژو (هان

معنی ژارژو

ژارژو. [ ژُ ] (اِخ ) نام کرسی بخش در ایالت «لوآره » از شهرستان اورلئان بر ساحل چپ رود لوآر دارای 1855 تن سکنه . ژاندارک در سال 1429 م . بدانجا بر انگلیسها غلبه کرد.

معنی ژاژخا

ژاژخا. (اِخ ) ژاژخای . لقب طَیّان شاعر. رجوع به طیّان شود : صبح حَسّان مصطفائی کو تا ثناهای غم زدا آرد زانکه مقبول مصطفی نشود آنچه طیان ژاژخا آرد. انوری .

معنی ژاژ درائیدن

ژاژ درائیدن . [ دَ دَ ] (مص مرکب ) بیهوده گفتن . ژاژ خائیدن . رجوع به ژاژ خائیدن شود : کسی که ژاژ دراید به درگهی نشود که چربگویان آنجا شوند کندزبان . فرخی . چرا گر چون من است او همچو من بر صدر

معنی ژارناک

ژارناک . (اِخ ) گی شابو، کنت دو. نام کاپیتن فرانسوی متوفی بعد از سنه ٔ 1572 م . وی همان است که شاتینیره را بسال 1547 در جنگ تن بتن بکشت . (از لاروس ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter