مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هیی


معنی هیی

هیی ٔ. (ع اِمص ) اسم مصدر است هأهاءة را. (منتهی الارب ). || (مص ) به طعام و شراب خواندن . || بر آب خواندن شتر را. (اقرب الموارد). رجوع به هَیْی ٔ شود.

معنی هیی- ترجمه هیی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هیی اینجا را کلیک کنید

هم معنی هیی

آنتریک: تحریک، تهییج، وادار
ترعیب : 1 تخویف، تهدید، 2 وعید 3 ترساندن، هراساندن و تشویق، تهییج
تشویق شدن : 1 تحریک‌شدن، تهییج شدن، تشجیع شدن، ترغیب شدن، رغبت یافتن، دل‌گرم شدن، به شوق آمدن 2 تقدیر شدن و تنبیه شدن
تشویق کردن : 1 تحریک کردن، ترغیب کردن، تهییج کردن، راغب ساختن 2 آفرین کردن، تحسین کردن، تشجیع کردن و تنبیه کردن
انگیزش: اغوا، تحریض، تحریک، ترغیب، تشجیع، تشویق، تهییج، وسوسه


ترجمه هیی

قابل تهییج: excitable
تهییج شدن: excite
تهییج کردن: excite
تهییج: excitement
تنهیی: alone


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هیی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هیوی

هیوی . [ هََ ی َ وی ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به هیأت . || عالم به علم هیأت . اخترشناس . ستاره شناس . ستاره شمر. اخترشمار. رجوع به هیأت شود.

معنی هیی

هیی ٔ. [ هََ ی ْ ی ِءْ ] (ع ص ) رجل ٌ هیی ٌٔ مرد نیکو پیکر و هیأت . (منتهی الارب ). حَسَن الهیئة. (اقرب الموارد).

معنی هیون

هیون . [ هََ ] (اِ) به معنی شتر باشد مطلقاً و به عربی بعیر خوانند و بعضی گویند هیون شتر جمازه است و بعضی شتر بزرگ را گویند و هرجانور بزرگ را نیز گفته اند. (برهان ). شتر بزرگ . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ). ش

معنی هییی

هییی ٔ. [ هََ ] (ع ص ) رجل ٌ هییی ٌٔ؛ مرد نیکوپیکر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به هَیِّی ٔ شود.

معنی هئوسرونگه

هئوسرونگه . [ هََ ءُ رَ وَ هََ ] (اِخ ) (اوستائی ) صورت اوستائی کلمه ٔ خسرو (کی ...) نام پسر سیاوش پسر کیکاوس از پادشاهان پیشدادی و لقب چند تن از پادشاهان ساسانی بوده است . این کلمه به معنی «خوب سرو

معنی هییما

هییما. [ هَُ ی َی ْ] (اِخ ) (یوم الَ ...) هییمی . رجوع به هییماء شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter