مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هیولائی


معنی هیولائی

هیولائی . [ هََ ] (ص نسبی ) منسوب به هیولا : جوانمردی و لطف و آدمیت همین نقش هیولائی مپندار. سعدی .

معنی هیولائی- ترجمه هیولائی برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هیولائی اینجا را کلیک کنید

هم معنی هیولائی


ترجمه هیولائی


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هیولائی



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هیی

هیی . [ هََ ] (فعل ) صورتی و تلفظی محلی از کلمه ٔ هستی . هستی تو. (انجمن آرا) (برهان ) (آنندراج ) : خان و مان ساز اگر هیی مردم ور چو مرغی بکن نشیمن خویش . سوزنی .

معنی هییما

هییما. [ هَُ ی َی ْ] (اِخ ) (یوم الَ ...) هییمی . رجوع به هییماء شود.

معنی هیولانی

هیولانی . [ هََ ] (ص نسبی ) منسوب به هیولی . (از اقرب الموارد). «هیولا» که ماده ٔ هر شی ٔ را گویند و در حالت نسبت نون زاید هم می آورند چنانکه در حقانی و ربانی و روحانی الف و نون زاید است . (غیاث اللغا

معنی هیولیات

هیولیات . [ هََ ل َ ] (ع اِ) ج ِ هَیولی ̍. (از اقرب الموارد). رجوع به هیولی شود.

معنی هیول

هیول . [ هََ ] (معرب ، اِ) گرد پراکنده روشنی آفتاب که در خانه نمایان گردد. معرب است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی هیوع

هیوع . [ هَُ] (ع مص ) هیع. هیعة. هیعوعة. هیعان . بددل گشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بددل شدن . (المصادر زوزنی ). ترسیدن . بددلی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ترسیدن و بی تابی و فزع کردن . (از اقرب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter