مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هیوف


معنی هیوف

هیوف . [ هََ ] (ع ص ) مرد زود تشنه شونده یا سخت تشنه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). هیفان . مهیاف . (اقرب الموارد).

معنی هیوف- ترجمه هیوف برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هیوف اینجا را کلیک کنید

هم معنی هیوف


ترجمه هیوف


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هیوف



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هیولی

هیولی . [ هََ ] (معرب ، اِ) ممال هیولی ̍ (هیولا) : همیشه تا ز ره عقل بر عقول و نفوس تقدمی نبود صورت و هیولی را. ظهیر فاریابی .

معنی هیولی

هیولی . [ هََ لا ] (معرب ، اِ) (اصطلاح فلسفه ) عنصر. مایه . ماده ، مقابل صورت . این لفظ یونانی است و به معنی اصل و ماده و در اصطلاح فلسفه آن جوهری است درجسم که آنچه بر جسم عارض میشود از آن اتصال و ا

معنی هیوب

هیوب . [ هََ ] (ع ص ) ترسان و بیمناک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || مرد بددل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بددل و هراسان . (مهذب الاسماء). || آنکه از وی ترسند. (منتهی الارب ) (آنندرا

معنی هیولی

هیولی . [ هََ لا / هََ ی ْ یو لا ] (ع اِ) پنبه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قطن . (اقرب الموارد). پیشینیان سرشت جهان را بدان تشبیه کرده اند و نسبت بدان هیولی ّ و هیولانی است . (از اقرب الموارد)

معنی هیون

هیون . [ هََ ] (اِ) به معنی شتر باشد مطلقاً و به عربی بعیر خوانند و بعضی گویند هیون شتر جمازه است و بعضی شتر بزرگ را گویند و هرجانور بزرگ را نیز گفته اند. (برهان ). شتر بزرگ . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ). ش

معنی هیولی

هیولی . [ هََ لی ی ] (ص نسبی ) هیولانی . منسوب به هَیولی ̍. (از اقرب الموارد). رجوع به هَیولی ̍ شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter