مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هیوفقطیداس


معنی هیوفقطیداس

هیوفقطیداس . [ ] (معرب ، اِ) هیوفسطیداس . نوعی از طرثوث کوچک است . (یادداشت مؤلف ). از قوابض است . (قانون بوعلی کتاب سوم ص 211).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هیوفقطیداس اینجا را کلیک کنید

هم معنی هیوفقطیداس


ترجمه هیوفقطیداس


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هیوفقطیداس



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هیودی

هیودی . [ ] (اِخ ) شاخه ای از تیره ٔ پولادوند هیهاوند ازطایفه ٔ چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ).

معنی هیولا

هیولا. [ هََ ] (معرب ، اِ) ماده ٔ هر چیز. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مقابل صورت : هیولا را اگر وصفی کنی بیرون برد مقدور که باشد بی خلاف آنگه ز خردو واحد و یکتا. ناصرخسرو. گشایم راز لاهوت از تفرد نم

معنی هیوه

هیوه . [ هی وَ / وِ ] (اِ) متجدد شدن و تجدد یافتن . || متبدل و متغیر گردیدن . (آنندراج ) (انجمن آرا).

معنی هیولی

هیولی . [ هََ لا / هََ ی ْ یو لا ] (ع اِ) پنبه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). قطن . (اقرب الموارد). پیشینیان سرشت جهان را بدان تشبیه کرده اند و نسبت بدان هیولی ّ و هیولانی است . (از اقرب الموارد)

معنی هیولی

هیولی . [ هََ لی ی ] (ص نسبی ) هیولانی . منسوب به هَیولی ̍. (از اقرب الموارد). رجوع به هَیولی ̍ شود.

معنی هیول

هیول . [ هََ ] (معرب ، اِ) گرد پراکنده روشنی آفتاب که در خانه نمایان گردد. معرب است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: