مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هیهاه


معنی هیهاه

هیهاه . [ هََ ] (ع اِ فعل ) به معنی هیهات است . (منتهی الارب ).

معنی هیهاه- ترجمه هیهاه برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هیهاه اینجا را کلیک کنید

هم معنی هیهاه


ترجمه هیهاه


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هیهاه



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هیوع

هیوع . [ هَُ] (ع مص ) هیع. هیعة. هیعوعة. هیعان . بددل گشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بددل شدن . (المصادر زوزنی ). ترسیدن . بددلی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ترسیدن و بی تابی و فزع کردن . (از اقرب

معنی هیوفقطیداس

هیوفقطیداس . [ ] (معرب ، اِ) هیوفسطیداس . نوعی از طرثوث کوچک است . (یادداشت مؤلف ). از قوابض است . (قانون بوعلی کتاب سوم ص 211).

معنی هیه

هیه . [ هََ ی ْه ْ ] (ع ص ) آنکه دور دارند او را و یکسو کنند جهت چرکینی جامه ٔ وی . (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

معنی هینوم

هینوم . [ هََ] (ع اِ) هینام . سخنی که فهمیده نشود. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به هینام شود.

معنی هیودی

هیودی . [ ] (اِخ ) شاخه ای از تیره ٔ پولادوند هیهاوند ازطایفه ٔ چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ).

معنی هینمة

هینمة. [ هََ ن َ م َ ] (ع اِ) آواز نرم و خفی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). آواز خفی که به فهم نیاید. آواز پنهان . (مهذب الاسماء). باژ : آنگاه که قیس بن نسیبه درک صحبت رسول کرد و ب

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter