مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هوم


معنی هوم

هوم . (اِ) درختی است که در همه جا به هم رسد شبیه به درخت گز و گره های آن نزدیک به هم باشد و پارسیان زردشتی در وقت زمزمه در دست گیرند. مؤلف انجمن آرا گوید: هوم نباتی است اسفل ساق آن باریک و یک عدد و صلب و گل آن زرد و تیره و شبیه به یاسمین و برگ آن ریزه و شکوفه ٔ آن شبیه به یاسمین . صاحب تحفه گوید: از جنس ارغوان زرد است ، بعضی بخور مریم دانسته اند و دیگری گفته که گلی است که آن را جعفری خوانند و به اقسام میباشد، قسمی پنج برگ و قسمی مضاعف و به عربی آن را هوم المجوس گویند.(انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به هوم المجوس شود.

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هوم اینجا را کلیک کنید

هم معنی هوم

اباطیل: اراجیف، اکاذیب، بیهوده‌ها، ترهات، مزخرفات، موهومات
مدلول : فحوا، مضمون، مفاد، مفهوم، مصداق و دال، صورت
سایه : 1 شبح، ظل، نسار، نش 2 پناه، حمایت 3 توجه، عنایت 4 اثر، تاثیر، نتیجه 5 نفوذ 6 حشمت، بزرگی، جلال 7 غیرواقعی، صوری 8 وهمی، موهوم 9 نقاطتیره‌تر (در نقاشی)
سست : 1 بی‌اساس، بی‌بنیان، بی‌پایه و متقن، موثق 2 ضعیف، کاسد 3 تنبل، چلمن، کاهل، وارفته 4 بی‌حال، راجل، شل، کسل، کند، ناتوان، ول و سخت، سفت 5 نرم 6 متزلزل، ناپایدار، نااستوار، بی‌ثبات و استوار 7 لخت 8 بی‌معنی، بیهوده 9 نامفهوم، بی‌مفه
پرهیزگار: پارسا، پرهیزکار، زاهد، صالح، فرهومند، مومن، متدین، متقی و ناپرهیزگار


ترجمه هوم

مفهومشدن: be understood
موهومات: superstitions
موهوم پرست: superstitious
موهوم: superstitious
مفهوم: tenor


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هوم

سخن آنتونی رابینز: همواره به یاد داشته باشیم كه هرگز ناگزیر نیستیم كارهای بزرگ انجام دهیم و چَم و مفهوم و هدفی بسیار بزرگ، آرمانی و آسمانی را در زندگی خود بیافرینیم.
سخن نیچه: دوری از صدمه، زورگویی، چپاول متقابل و همسویی خواست های خود با دیگران ممكن است در مفهوم كلی بین افراد بدل به رسمی نیكو شود، به شرط آنكه شرایط آن فراهم باشد.
سخن كریشنا مورتی: انسانی كه براستی جدی است و با شوق فراوان، خواستار درك درستی و عشق است، اصولاً هیچ مفهوم یا تصویری در ذهن ندارد؛ او تنها در "آنچه كه هست"، زندگی می كند.
سخن وینستون چرچیل: بدون انگیزه و شوق، همه ی خوبیهای دیگر، مفهوم خود را از دست خواهند داد.
سخن آنتونی رابینز: زمانی كه پیشه‌ی سخت و توان فرسایی دارید و ایمان و باور پابرجایی نیز بدان ندارید و مفهوم و هدفی والا را در آن نمی‌بینید و نمی‌یابید، زندگی برای شما جهنم خواهد شد.

کاش کان هم ننگ بودى یک سرى *** تا نرفتى بر وى آن بد داورى‏
خون دوید از چشم همچون جوى او *** دشمن جان وى آمد روى او
دشمن طاوس آمد پر او *** اى بسى شه را بکشته فر او
گفت من آن آهوم کز ناف من *** ریخت این صیاد خون صاف من‏
اى من آن روباه صحرا کز کمین *** سر بریدندش براى پوستین‏
اى من آن پیلى که زخم پیل بان *** ریخت خونم از براى استخوان‏
آن که کشتستم پى مادون من *** مى‏نداند که نخسبد خون من‏
بر من است امروز و فردا بر وى است *** خون چون من کس چنین ضایع کى است‏
گر چه دیوار افکند سایه‏ى دراز *** باز گردد سوى او آن سایه باز
این جهان کوه است و فعل ما ندا *** سوى ما آید نداها را صدا


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هومة

هومة. [ هََ م َ ] (ع اِ) دشت و بیابان . (منتهی الارب ) (آنندراج ). فلات . هوماة. (اقرب الموارد).

معنی هون

هون . (صوت ) کلمه ای است که برای تأکید گویند. (آنندراج ). کلمه ٔ تأکید و کلمه ٔ استکراه است . (غیاث اللغات ). هین : پیش آمده در رهش دو وادی یک آتش بد یکیش گلگون آواز آمد که رو در آتش تا یافت شوی

معنی هونة

هونة. [ هََ ن َ ] (ع ص ) آرمیده . || آهسته کار. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی هون

هون . (اِخ ) (در تداول ، هونها به صورت جمع به کار رود) نام قومی از اقوام زردپوست وحشی که از اوائل قرن دوم میلادی در شمال بحر خزر و حوالی رود ولگا و اورال سکونت اختیار کردند و سپس به طرف اروپا هجوم ب

معنی هوم

هوم . (ترکی ، اِ) به ترکی نام گیاهی است شاخه های آن پرگره و بارش شبیه به عنب الثعلب و کبک از آن بسیار محظوظ است و گفته اند از سموم قتاله است ،چون پیکان را به آب آلوده ٔ آن خشک نمایند زخمش کشنده است .

معنی هوم

هوم .(هندی ، اِ) به هندی به معنی ضیافت آتش باشد و آن چنان است که انواع گوشتها و روغنها در آتش ریزند و چیزها خوانند و طلب مطالب و مدعیات خود کنند. (برهان ).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: