مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی همزه کلا


معنی همزه کلا

همزه کلا. [ هََ زَ ک َ ] (اِخ ) نام محلی در کنار راه بابل به چالوس میان بابل و امیرکلا. (یادداشت مؤلف ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد همزه کلا اینجا را کلیک کنید

هم معنی همزه کلا


ترجمه همزه کلا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه همزه کلا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی همسالی

همسالی . [ هََ ] (حامص مرکب ) هم سالی . همسال بودن . هم سن بودن : از سر همدمی و همسالی نشدی یک زمان از او خالی . خاقانی .

معنی همسایه

همسایه . [ هََ ی َ / ی ِ ] (ص مرکب )هم دیوار. (آنندراج ). دو تن یا دو خانواده که در کنار هم خانه دارند یا در دو قسمت یک خانه زندگی کنند، و به کنایه ، قرین و مجاور. ج ، همسایگان : بخواند آنگهی زرگر دن

معنی همزی

همزی . [ هََ م َ زا ] (ع ص ) ریح همزی ؛ باد سخت آواز. || قوس همزی ؛ کمان سخت دوراندازنده تیر را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی همزی

همزی . [ هََ ] (نف مرکب ) هم زی . دو تن که با هم زیست کنند. (یادداشت مؤلف ).

معنی همزیستی

همزیستی . [ هََ ] (حامص مرکب ) هم زیستی . با هم زیستن . زندگی دو تن یا دو گروه با یکدیگر درحالی که شاید مناسب یکدیگر نباشند.

معنی همسر شدن

همسر شدن . [ هََ س َ ش ُدَ ] (مص مرکب ) برابر شدن . برابر بودن : روشنی در آسمان زین آتش جشن سده ست کز سرای خواجه با گردون همی همسر شود. فرخی . خواب و خور است کار خر ای نادان با خر به خواب و خور چ

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: