مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی همزه کلا


معنی همزه کلا

همزه کلا. [ هََ زَ ک َ ] (اِخ ) نام محلی در کنار راه بابل به چالوس میان بابل و امیرکلا. (یادداشت مؤلف ).

معنی همزه کلا- ترجمه همزه کلا برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد همزه کلا اینجا را کلیک کنید

هم معنی همزه کلا


ترجمه همزه کلا


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه همزه کلا



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی همسر شدن

همسر شدن . [ هََ س َ ش ُدَ ] (مص مرکب ) برابر شدن . برابر بودن : روشنی در آسمان زین آتش جشن سده ست کز سرای خواجه با گردون همی همسر شود. فرخی . خواب و خور است کار خر ای نادان با خر به خواب و خور چ

معنی همسر داشتن

همسر داشتن . [ هََ س َ ت َ ] (مص مرکب ) یکسان شمردن . مانند یکدیگر تصور کردن : بشناس مبدع را ز خالق تا نداری همسرش حیدر همین کرده ست اشارت خلق را بر منبرش . ناصرخسرو. || در تداول امروز، تأهل . زن

معنی همزاد

همزاد. [ هََ ] (ص مرکب ) هم سن . همسال . (برهان ) : که پیوند شاه است و همزاد اوی سواری است جنگاور و نامجوی . فردوسی . سه پیر بودند ندیمان وی و همزاد او. (تاریخ بیهقی ). مرا رامین نه خویش است و نه

معنی همسر

همسر. [ هََ س َ ] (ص مرکب )برابر. عدیل . (آنندراج ). نظیر. همانند : به گوهر سیاوخش را همسر است برادَرْش و زآن تخم و آن گوهر است . فردوسی . که بالاش با چرخ همسر بود تنش خون خورد بار خنجر بود. فردو

معنی همزه

همزه . [ هََ زَ / زِ ] (از ع ، اِ) نام نخستین حرف از حروف الفبای فارسی و عربی است . آن را از حروف حلق خوانند و گاه آن را پس از الف ، دومین حرف به حساب آورند. شکل آن در آغاز کلمه چون الف است با این تفا

معنی همسر آمدن

همسر آمدن . [ هََ س َ م َ دَ ] (مص مرکب ) برابر بودن . همسری کردن : اَیا شاهی که از شاهان نیاید کس تو را همسر ایا میری که از میران نباشد کس تو را همتا. فرخی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter