مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی همزه آباد


معنی همزه آباد

همزه آباد. [ هََ زِ ] (اِخ ) دهی است از بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان دارای 45 تن سکنه . آب آن از رود کبوترلانه و محصول عمده اش غله و حبوب و چغندرقند است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد همزه آباد اینجا را کلیک کنید

هم معنی همزه آباد


ترجمه همزه آباد


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه همزه آباد



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی همزاد

همزاد. [ هََ ] (ص مرکب ) هم سن . همسال . (برهان ) : که پیوند شاه است و همزاد اوی سواری است جنگاور و نامجوی . فردوسی . سه پیر بودند ندیمان وی و همزاد او. (تاریخ بیهقی ). مرا رامین نه خویش است و نه

معنی همسر

همسر. [ هََ س َ ] (ص مرکب )برابر. عدیل . (آنندراج ). نظیر. همانند : به گوهر سیاوخش را همسر است برادَرْش و زآن تخم و آن گوهر است . فردوسی . که بالاش با چرخ همسر بود تنش خون خورد بار خنجر بود. فردو

معنی همزاد

همزاد. [ هََ ] (ص مرکب ) رفیقی که در زاد و راحله شریک باشد. (از برهان ). گمان نمیرود که جزء دوم این ترکیب ، زاد (واژه ٔ عربی به معنی توشه ) باشد و مؤلف برهان با معنی دوم همزاد چنین تعبیری برای لفظ «ز

معنی همزی

همزی . [ هََ ] (نف مرکب ) هم زی . دو تن که با هم زیست کنند. (یادداشت مؤلف ).

معنی همزه

همزه . [ هََ زَ / زِ ] (از ع ، اِ) نام نخستین حرف از حروف الفبای فارسی و عربی است . آن را از حروف حلق خوانند و گاه آن را پس از الف ، دومین حرف به حساب آورند. شکل آن در آغاز کلمه چون الف است با این تفا

معنی همسال

همسال . [ هََ ] (ص مرکب ) هم سال . هم سن . (آنندراج ). دو تن که به یک اندازه عمر کرده باشند. (یادداشت مؤلف ). همزاد : کنون صد پسر گیر همسال او به بالا و چهر و بر و یال او. فردوسی . سیاوش مرا بود ه

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: