مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی همزانگ


معنی همزانگ

همزانگ . [ هََ ن َ ] (اِخ ) دهی است از بخش میناب شهرستان بندرعباس که 300 تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول عمده اش غله و خرماست . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

معنی همزانگ- ترجمه همزانگ برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد همزانگ اینجا را کلیک کنید

هم معنی همزانگ


ترجمه همزانگ


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه همزانگ



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی همسایگی

همسایگی . [ هََ ی َ / ی ِ ] (حامص مرکب ) همسایه بودن . جوار. مجاورت . (یادداشتهای مؤلف ). - همسایگی جستن ؛ همسایه شدن با کسی : مجویید همسایگی با بدان مدارید افسوس نابخردان . اسدی . - همسایگی گرف

معنی همزه

همزه . [ هََ زَ / زِ ] (از ع ، اِ) نام نخستین حرف از حروف الفبای فارسی و عربی است . آن را از حروف حلق خوانند و گاه آن را پس از الف ، دومین حرف به حساب آورند. شکل آن در آغاز کلمه چون الف است با این تفا

معنی همزبانی

همزبانی . [ هََ زَ ] (حامص مرکب ) همدردی . زبان یکدیگر را فهمیدن : پس زبان محرمی خود دیگر است همدلی از همزبانی بهتر است . مولوی . همزبانی خویشی و پیوندی است مرد با نامحرمان چون بندی است . مولوی

معنی همری

همری . [ هََ را ] (ع ص ) زن بابانگ وفریاد درشت آواز پلیدزبان . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی همزیستی

همزیستی . [ هََ ] (حامص مرکب ) هم زیستی . با هم زیستن . زندگی دو تن یا دو گروه با یکدیگر درحالی که شاید مناسب یکدیگر نباشند.

معنی همسالی

همسالی . [ هََ ] (حامص مرکب ) هم سالی . همسال بودن . هم سن بودن : از سر همدمی و همسالی نشدی یک زمان از او خالی . خاقانی .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: 
Hit Counter