مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی همانان


معنی همانان

همانان . [ هََ ] (اِخ ) [ شهری است به هندوستان ]،جای زاهدان هند است و ایشان بر همانند که گویند: مااز ابراهیم پیغمبریم صلوات اﷲعلیه . (حدود العالم ).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد همانان اینجا را کلیک کنید

هم معنی همانان


ترجمه همانان


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه همانان

سخن آرتور شوپنهاور: مطالعه ی افكار یك مؤلف مانند خوردن ته مانده ی غذای ضیافتی است كه به آن دعوت نشده ایم، یا مانند به تن كردن لباسی است كه یكی از مهمانان به گوشه ای نهاده است.

فایده‏ى هر ظاهرى خود باطن است *** همچو نفع اندر دواها کامن است‏
تفسیر این آیت که ما خَلَقْنَا السَّمواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِ‏نیافریدمشان بهر همین که شما مى‏بینید بلکه بهر معنى و حکمت باقیه که شما نمى‏بینید آن را ***
هیچ نقاشى نگارد زین نقش *** بى‏امید نفع بهر عین نقش‏
بلکه بهر میهمانان و کهان *** که به فرجه وارهند از اندهان‏
شادى بچگان و یاد دوستان *** دوستان رفته را از نقش آن‏
هیچ کوزه‏گر کند کوزه شتاب *** بهر عین کوزه نه بر بوى آب‏
هیچ کاسه‏گر کند کاسه‏ى تمام *** بهر عین کاسه نه بهر طعام‏
هیچ خطاطى نویسد خط به فن *** بهر عین خط نه بهر خواندن‏
نقش ظاهر بهر نقش غایب است *** و آن براى غایب دیگر ببست‏
تا سوم چارم دهم بر مى‏شمر *** این فواید را به مقدار نظر


مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی همای

همای . [ هَُ ] (اِ) مرغی است که او را مبارک دارند و چون پیدا شود مردم به تفأل در زیر سایه ٔ او روند. (صحاح الفرس ). مرغی است معروف و مشهور که استخوان خورد. (برهان ). هما : به هامون کشیدند پرده سرای

معنی هماننده

هماننده . [ هََ ن َن ْ دَ / دِ ] (ص مرکب ) همانند. مانند. شبیه . نظیر. قرین : هماننده ٔ شهریاراردشیر فزاینده و فرخ و دلپذیر. فردوسی .

معنی هماویز

هماویز. [ هََ ] (ص مرکب ) هم آویز. هم آورد. هم کوشش . همتا. کفو. (برهان ) : به هرمز نعره ای برزد که مگریز بیا کآمد به میدانت هماویز. نزاری . چنان جنگ بر جنگیان تیز شد که دست و گریبان هماویز شد. نز

معنی همام

همام . [ هََ م ْ ما ] (اِخ ) ابن حارث . از صحابه ٔ معروف رسول . (یادداشت مؤلف ).

معنی هماور

هماور. [ هََ وَ ] (ص مرکب ) مخفف هم آورد. (انجمن آرا). رجوع به هم آورد شود. || به معنی خواجه تاش هم هست که هم صاحب و هم خداوند باشد یعنی دو کس یا بیشتر که یک صاحب و یک خداوند دارند، چه آور به معنی خدا

معنی همای

همای .[ هَُ ] (اِخ ) نام پادشاه زاده ای که به همایون عاشق بود، و قصه ٔ همای و همایون مشهور است . (برهان ). رجوع به منظومه ٔ همای و همایون اثر خواجوی کرمانی شود.

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: