مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هریصة


معنی هریصة

هریصة. [ هََ ص َ ] (ع اِ) فراهم آمدنگاه آب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هریصة اینجا را کلیک کنید

هم معنی هریصة


ترجمه هریصة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هریصة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هزء

هزء. [ هََ زْءْ ](ع مص ) شکستن چیزی را. || به سرما کشتن شتر را. || جنبانیدن راحله را و حرکت دادن . || مردن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی هریوه

هریوه . [ هَِ / هََ وَ / وِ ] (ص نسبی ) هروی . هراتی . (یادداشت به خط مؤلف ). منسوب به هریو که صورتی از نام شهر هری یا هرات است : چند برداری این هریوه خروش نشود باد بر سماعش نوش . منجیک . || زر

معنی هریش

هریش . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از بخش شوسف شهرستان بیرجند که در 24هزارگزی شمال باختری شوسف واقع و جایی است کوهستانی و معتدل و دارای 66 تن سکنه . از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غله و کار مردم زراعت

معنی هریونه

هریونه . [ هَِ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات از بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند که در 49هزارگزی جنوب خاوری بیرجند واقع و جایی است کوهستانی و معتدل و دارای 292 تن سکنه . محصول عمده اش غله ، گردو،

معنی هریس

هریس . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از بخش ورزقان شهرستان اهر که 367 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ابری و چشمه ها و محصول عمده اش غله ، حبوبات ، سردرختی و انگور و شغل اهالی زراعت و باغداری است . (از فرهنگ

معنی هریسان

هریسان . [ ] (اِخ ) از طسوج خوزان . (تاریخ قم ص 115). در مآخذ جغرافیایی متأخر نام این ده نیست .

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: