مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هبیرة


معنی هبیرة

هبیرة. [ هَُ ب َ رَ ] (اِخ ) ابن خالدبن مسلم بن حارث بن مخصف بن حاج ... السکونی . از شرفا و امرای معاویه بود. (از الاصابة فی تمییز الصحابة، قسم سوم ).

معنی هبیرة- ترجمه هبیرة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هبیرة اینجا را کلیک کنید

هم معنی هبیرة


ترجمه هبیرة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هبیرة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هبیرة

هبیرة. [ هَُ ب َ رَ ] (ع اِ) کفتار. (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || کفتار خرد. (منتهی الارب ) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). بچه ٔ کفتار. (ناظم الاطباء). || ابوهبیر

معنی هبیرة

هبیرة. [ هَُ ب َ رَ ] (اِخ ) از رواة است . ابواسحاق از او و او از ابن عباس روایت دارد. (المصاحف ص 81).

معنی هبیط

هبیط. [ هََ ] (ع ص ، اِ) لاغر از بیماری و گوشت رفته . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). لاغر. (اقرب الموارد). || شتر لاغر وباریک اندام . (لسان العرب ). || ناقه ٔ لاغر.ماده شتر باریک اندام و لاغر. (معجم م

معنی هبیرة

هبیرة. [ هَُ ب َ رَ ] (اِخ ) ابن وهب المخزومی . شاعری بود از قبیله ٔ بنی مخزوم . جاحظ بیت زیر را به وی نسبت داده : و ان مقال المرء فی غیر کنهه لکا لنبل تهوی لیس فیها نصالها. (البیان و التبیین ج 3 ص

معنی هبیرة

هبیرة. [ هَُ ب َ رَ ] (اِخ ) ابن نعمان بن قیس بن مالک بن معاویةبن شعبةبن بدأبن ... سعد العشیرة الجعفی ... از امراء علی بن ابیطالب و با او در جنگ صفین شرکت داشت . وی از طرف علی ، عامل مداین گشت ابن کل

معنی هبیرة

هبیرة.[ هَُ ب َ رَ ] (اِخ ) ابن [ عبداﷲبن ] عبد مناف عرین تمیمی یربوعی عرینی . شاعر دوره ٔ جاهلیت و از سواران و رؤسای بنی تمیم بود به وی فارس العرادة گفته میشد و «عرادة» نام اسب او است و نیز به اسم «

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: