مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی هاله شدن


معنی هاله شدن

هاله شدن . [ ل َ / ل ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) هاله زدن . به دور چیزی گرد شدن : بیا ساقی آن رشک ماه تمام که شد هاله بر گرد آن دور جام . قاسمی گنابادی (از ارمغان آصفی ).

معنی هاله شدن- ترجمه هاله شدن برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد هاله شدن اینجا را کلیک کنید

هم معنی هاله شدن


ترجمه هاله شدن


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه هاله شدن



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی هاله بستن

هاله بستن . [ ل َ / ل ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) به وجود آوردن هاله بر گرد چیزی : تا خط به دور ماه رخت هاله بسته است از هاله مه به حلقه ٔ ماتم نشسته است . صائب (از ارمغان آصفی ).

معنی هالوجین

هالوجین . (اِ) بادپیچ . (ناظم الاطباء).

معنی هاله افتادن

هاله افتادن . [ ل َ / ل ِ اُ دَ ] (مص مرکب ) بوجود آمدن هاله بدور چیزی : ساغر می چون به کف میگیرد آن ماه تمام هاله می افتد به دور عارضش از خط جام . معصوم تبریزی (از ارمغان آصفی ).

معنی هالکة

هالکة. [ ل ِ ک َ ] (ع ص ) مؤنث هالک . || نفس حریص . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). الشره من الرجال . ج ، هَلکی ̍. (معجم متن اللغة).

معنی هاله وار

هاله وار. [ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) (از: هاله + وار، پسوند شباهت ) دایره ای . مانند خرمن ماه . (از ناظم الاطباء).

معنی هالکی

هالکی . [ ل ِ ] (ص نسبی ) آهنگر و صیقل گر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). منسوب بسوی هالک بن عمروبن اسدبن خزیمه بدان جهت که نخستین کسی که کار آهن کرد آن هالک بود. (منتهی الارب ).نسبة

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: