مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حنبشة


معنی حنبشة

حنبشة. [ حَم ْ ب َ ش َ ] (ع مص ) رقصیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رقص کردن . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || پای کوفتن و دست بر دست زدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). پای کوفتن و دست بر دست زدن که آواز آید. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || برجستن . || برفتار آمدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || لعب و بازی کردن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). حنبشت الجواری ؛ بازی کردند دختران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || خندیدن . (منتهی الارب ). حدیث کردن و خندیدن . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || نقل سخن کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || انس دادن کسی را بسخن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || حنبش علیها؛ نزا علیها. (اقرب الموارد).

معنی حنبشة- ترجمه حنبشة برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حنبشة اینجا را کلیک کنید

هم معنی حنبشة


ترجمه حنبشة


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حنبشة



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حنبر

حنبر. [ حَم ْ ب َ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قصیر. (اقرب الموارد).

معنی حنبال

حنبال . [ حِم ْ ] (ع ص ) فربه ٔ پرگوشت . (منتهی الارب ). لحیم . (اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || کثیرالکلام . (اقرب الموارد). بسیارگوی .

معنی حنتاء

حنتاء. [ ح َ ] (ع اِ) کوتاه خوار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی حنبل

حنبل . [ حُم ْ ب ُ ] (ع اِ) شکوفه ٔ مغیلان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || لوبیاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). قسمی از لوبیاء. (ناظم الاطباء). || بار درخت غاف . (منتهی الارب ) (ا

معنی حنبل

حنبل . [ حَم ْ ب َ ] (ع اِ) مردکوتاه بالا. || کلان شکم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || کوتاه بالای شکم بزرگ . (اقرب الموارد). || فربه ٔ پرگوشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || پوستین یا پوستین

معنی حنتار

حنتار. [ ح ِ] (ع اِ) کوتاه خرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: