مجله اینترنتی متنی و تصویری ایرانیان

معنی حناء


معنی حناء

حناء. [ ح َ ] (اِخ ) دهی از دهستان سمیرم بالا شهرستان شهرضا. سکنه ٔ آن 1500 تن . آب آن از رودخانه است و محصول آن غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه ماشین رو دارد. دبستان ، پاسگاه ژاندارمری و در حدود 17 باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).

معنی حناء- ترجمه حناء برای ملاحظه مطالب بیشتر در مورد حناء اینجا را کلیک کنید

هم معنی حناء


ترجمه حناء

انحناء دار: bent
قیر قابل انحناء: inflexible
انحناء ناپذیر: inflexible
انحناء پذیری: flexibility
قابل انحناء: flexible


سخنان بزرگان با استفاده از کلمه حناء



مطالب نزدیک به این موضوع:

معنی حناء

حناء. [ ح َ ] (ع اِمص )عمل خم شدن . || خمیدگی . (ناظم الاطباء).

معنی حنابج

حنابج . [ ح َ ب ِ ] (ع اِ) مورهای ریزه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). صغارالنمل . (اقرب الموارد).

معنی حنابله

حنابله . [ ح َ ب ِ ل َ ] (ع اِ) ج ِ حنبلی . (ناظم الاطباء).

معنی حنا

حنا. [ ح َ ] (از ع ، اِ) حناء. وآن گیاهی است دارای برگ معروفی که بدان رنگ کنند. - امثال : دستش را در حنا گذاشت . فلانی حناش دیگر رنگی ندارد . - پای در حنا بودن ؛ کنایه از راه رفتن بکندی است . - ح

معنی حناء

حناء. [ ح ِ ] (ع اِمص )گشن خواهی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی حمیمة

حمیمة. [ ح َ م َ ] (ع ص ، اِ) آب گرم . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بهین شتر. (منتهی الارب ). کریمه از شتر. (اقرب الموارد). ج ، حمائم . || شیر گرم کرده شده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

شما هم در مورد این موضوع بنویسید:

عنوان:  
توضیحات:  
حروف را وارد کنید: